عنوان یادداشت : اعتراض به ممانعت از چاپ کتاب های استاد ناصر پورپيرار - تعداد نظرات : 142
حامد چهارشنبه 23/3/1386 - 2:39
آقای به اصطلاح گلسرخی! منتظرم شما که توانستید سفر بنده به فلسطین اشغالی را کشف کنید، حقوق گرفتن من از مرکز مطالعات فلسطین را دریابید، کشف کنید که من سایت پرنو راه انداخته ام و مدعی هستید که از جیک و پیک من خبر دارید، لااقل نام خانوادگی من را افشا کنید تا سیه رو شود هر که در او غش باشد. اما سه روز است که جوابی نشنیده ام!
sobh.blogfa.com
علی پنجشنبه 10/3/1386 - 8:31
حيدر شنبه 25/1/1386 - 20:51
پيروز باشيد
حديثه چهارشنبه 8/1/1386 - 12:22
استاد گرامی سال نو را به شما و خانواده محترمتان تبريک می گويم و در راه مبارزه با دروغ و ايثار برای پيروزی حقيقت از خداوند منان برايتان آرزوی موفقيت دارم. همواره شاد و سربلند باشيد.
دانا سه شنبه 15/12/1385 - 10:22
خانم ایران لطفا چرند ننویسید و بجای حذف کامنت ها سعی کنید پاسخی برای آن داشته باشید
لطفا کرده به سوال یک هفته پیش که مجددا ارسال شد یک پاسخ مستقیم ارایه کنید.
فرموده قبلی شما:: «۲- ... حال شما چه اصراري داريد که حامد را هنوز در رديف طرفداران بي منطق پورپيرار قرار دهيم؟»
حال بجای پاک کردن کامنت پاسخی درست به سوال بنده و دروغهای شاخدار خود بدهید
منتظر هستم
محمد رضا دوشنبه 14/12/1385 - 14:33
به هر حال هر روز كه ميگذرد از ميان جوانان دلاور اين سرزمين كساني پيدا ميشن كه راه استاد كبير پورپيرار را در پيش گيرند و ناله بعضيها را به آسمان نودوهفتم برسونن!! اين هم از نتايج محتوم آفتاب كور كننده انوار حقيقت است و درماني هم ندارد!! سوم اينكه حامد احمق نفهميد شما هم نفهميدين كه بابا تو وبلاگ قبلي استاد گلسرخي 4 نفر مي نوشتن نه يه نفر!! از جمله خود من! حالا ممكنه ساسان خان باحال هم يكي از اونها باشه!!! مگه نه؟ و چهارم اينكه خنگ خدا ناصر خان نازنين اون موقع كه گفت من گلسرخي نامي را نمي شناسم ميخاسته يه بابايي را سر كار بزاره! اما معلومه چندتا خل ديگه هم سر كار رفتن!! اند آي كيو هستي به خدا!!
محمد رضا دوشنبه 14/12/1385 - 14:32
ایران خانم. نخست به خاطر اينكه آرشيو كامل مقالات قبلی استاد گلسرخي را تو وبلاگتون گذاشتین، واقعا ممنونم. مدتها بود كه دنبالشون مي گشتم ولي نمي تونستم به دليل مسدود شدن وبلاگ قبلي ايشان چيزي پيدا كنم. دوم اينكه بايد بعرض برسونم استاد گلسرخي چند سال پيش و در دوران دانشجويي خودشون وبلاگي را راه اندازي كردند كه معلومه خاطره سوزشهاي اون هنوز هم شما را به شدت رنج ميده! و خدا ميدونه چه تعداد از گله باستان پرستها بويژه بابايادگار (همون پدرگوشدراز معروف) و گيلاني (همون گلابي مشهور ساسان خان) با قلم ايشان دراز بدراز افتادند و كسي هم نبود به دادشون برسه!! در حال حاضر چند سال از آن ماجراهاي شيرين گذشته و دوست ما عارف خان خودشان به مرتبه استادي رسيدن و گرفتاريهاي رايج باعث شده تا ايشان جاي خودشون را به دانشجويان جوان ديگري مثل خانم نصريه بدهند، البته شايد هم استاد گلسرخي ديگه وبلاگ نويسي را كسر شان خودشون مي دونن!! (من نميدونم!)
ايران دوشنبه 14/12/1385 - 11:17
او آنقدر انکار زده شده است که ظاهرا عارف گلسرخی را هم جعلی می­داند و شاید ساخته­ی یهود!!!! واقعا مرز دروغگویی در نزد پورپیرار کجاست؟ با این اوصاف، پورپیرار را با چه عنوانی خطاب کنیم؟!
zulqarnain.persianblog.ir
ايران دوشنبه 14/12/1385 - 11:15
ذوالقرنین بروز گردید: آنهایی که طی سالهای گذشته با پورپیرار و نظرات "صد خروار دو­زار" او آشنایی دارند می­دانند که مدتی فردی که خود را دکتر معرفی می­کرد ظهور کرد و به طرفداری از پورپیرار پرداخت. آری منظورم عارف گلسرخی است.....پورپیرار، این موجود کم حواس، که در دکه­ی دو نبش دروغ پردازی­اش، کاری جز دروغ پراکنی ندارد در تاریخ چهارم شهریور 1384، آخرین نوشته­ی عارف گلسرخی را در تارنمای خود نصب می­کند. پس از آن نیز در تاریخ­های هفدهم و هجدهم شهریور دو یادداشت به نام "یادداشت برای آقای عارف گل سرخی" نصب می­کند....
zulqarnain.persianblog.ir
ليلا پنجشنبه 12/11/1385 - 11:11
برای استاد عزيزم و نيز بزرگ مرد شرق ميانه پورپيرار نازنين
جينگول شنبه 16/10/1385 - 11:32
ايران درمانده و بی ادب. بعد از چند سال از ظهور يک محقق راستين و دلاور، همه افسانه پرستان خفقان گرفتند و با اجير کردن مشتی آدم رذل بی نام و نشان از قماش تو و باباگوشدراز که گرداننده يک سايت پورنوگرافی در امریکاست، و با اعمال کثيفترين شيوه ها و مستهجن ترين رفتارها در واقع دارند آخرين نفسهای خود را برای پوشاندن چهره خورشيد حقيقت ميکشند. اين تهمتهای کثيف و فغانهای جنابعالی فقط بر عظمت اندیشه استاد پورپيرار می افزايد و بس.
ایران چهارشنبه 13/10/1385 - 17:16
سلام دوستان
خسته نباشید.
ناصر پورپیرار، صدام را قهرمان خطاب کرده و رزمندگان و قهرمانان ایرانی را آدمکش می داند.
عجب محقق خودیی
چرا عده ای از این خائن حمایت می کنند؟؟ چرا او مورد توجه تجزیه طلبان است؟
چرا او آزادانه به همه چیز ایران توهین می کند.
چشمها را بازتر باید کرد.
بخوانید:
پورپیرار و صدام
در
http://naria2.blogfa.com/post-93.aspx
یه یاد شهدا باشیم
آنها برای من و شما نرفتند برای خدا رفتند ولی آرامش امروزمان را به آنها بدهکاریم
نگذاریم آنها را آدمکش خطاب کنند و دشمن شیعه را قهرمان
یا علی مولا
zulqarnain.persianblog.ir/
ايران سه شنبه 12/10/1385 - 20:6
در ذوالقرنين بخوانيد:
مشتی خاک بر دهان پورپیرار (۸): پوريم بلاي جان پورپيرار!
==========================
پورپیرار پدرخوانده ی معنوی گروهک تجزیه طلب پانترک
zulqarnain.persianblog.ir
صميمی پنجشنبه 25/8/1385 - 10:18
نارینا با مطلب "حامد دوست داشتنی سلام 4(بخش پایانی)" به روز شد.
www.narina.blogfa.com
علی دوشنبه 8/8/1385 - 10:23
بابا گوش دراز پالان عوض کرده: بيا چيزمو بخور
بابا یکشنبه 7/8/1385 - 19:35
اگر هنوز زنده ايد زهرمار تازه تازه است. با خواندن خاطرات ناگفته پورپيرار دوباره قضاوت کنيد.
www.zahremari.blogfa.com
صميمی پنجشنبه 4/8/1385 - 17:58
نارينا به روز شد.
www.narina.blogfa.com
ساسان واقعی پنجشنبه 27/7/1385 - 16:5
فكر نكنيد كه دوران خر شدن شما تمام شده! قول مي دهم تا باز هم به وجهي آسان و باور نكردني دوباره و صد باره شما را خر كنم. كافي است تا دوباره دروغي در وصف هخامنشان برايتان تعريف كنم تا مثل آب خوردن دوباره به طبري و بلعمي و بنده سواري دهيد! خر كردن آدمهاي جاهل و كله پوك كاري ساده است!‌ از آن ساده تر خريدن آدمهاي بي هويت و سرسپرده و مزدور مثل آقاي حامد مي باشد كه خودش را به آساني در اختيار اهداف شما قرار مي دهد. فقط كافي است كمي به وضع مادي او كمك نماييد تا ببينيد چطوري در جهت خدمت به اهداف شما هول ميكند و آن روي پنهانش را آشكارا نمايش مي هد!
ساسان واقعی پنجشنبه 27/7/1385 - 16:4
سلام بر باباگوش دراز و سورنا گوش دراز عزيزم. امروز دومين سالگرد روزي است كه بنده شما را خر نمودم و سوارتان شدم. آيا به ياد داريد؟ دوسال پيش در چنين روزي بنده براي اثبات وسعت خريت و تعصب ورزي شما با ارسال پيامهاي الكي در دفاع از شما و تاييد مزخرفاتي كه ميگفتيد، شما را خر كردم و براي مدت مديدي از شما سواري گرفتم. حتما بياد داريد كه تمام حرفهاي الكي و مزخرف بنده را دربست مي پذيرفتيد و نه تنها آنها را تاييد ميكرديد بلكه در دفاع از مزخرفات من به منتقدانم به شدت حمله مي كرديد! اين بهترين روش براي اثبات بي سوادي شما بود و بهترين راهي بود كه نشان مي داد شما مشتي باستان پرست بي هويت و ابله تشريف داريد كه هر دروغ چرندي را كه به خورد شما بدهند مي پذيريد و در دفاع از آن هر دگر انديشي را به رگبار فحش مي بنديد! در اين ميان هر چقدر هم بزرگ مردي مثل آقاي پورپيرار بكوشد تا با آوازي تلخ خر شدن شما رابه دست بلعمي و طبري و ابن هشام ها گوشزد كند و شما را از خواب خرگوشي بيدار نمايد، نه تنها از او تشكر نمي كنيد بلكه با افزودن بر وسعت دروغهاي رايج و به فحش بستن او و تن دادن به هر پستي و دنائتي سزايش را مي دهيد!
nejadarya.persianblog.ir
محمد پنجشنبه 27/7/1385 - 14:44
چرندياتی هم که در مورد خودت می بافی تا نشان بدهی اطلاعات من غلط میباشد،البته برای اثبات ادعايت در اينترنت که کسی چيزی نمی داند خيلی خوب است ولی در فريب کسانی که تو را می شناسند بی فايده است و اگر تا حالا اينرا نفهميدی پس زهی تبريک به بابايادگار که در انتخاب ابلهان و وطن فرشان بسیار بسیار موفق عمل کرده است! در ضمن ابله جان من نگفتم که شما در يزد سرباز بودی بلکه گفتم هنگامی که سرباز بودی آن سخنرانی را ايراد فرموديد!
محمد پنجشنبه 27/7/1385 - 14:44
آقای حامد مزدور خریده شده از سوی بابایادگار. این تویی که واقعا که ديگه داری پر رویی را به حد اعلا می رسانی. آخه ابله جان من حتی اگه اسم تو را ندانم و بخواهم بپرسم که می توانم مثل آب خوردن از آقای سلطانی ( محض اطلاع باهوشی چون شما ما سلطانی صداش می کنیم ) يا خود آقای پورپيرار يا بعضی ديگر از دوستان مشترکمان مثل آقای ا... بپرسم. می دانم خيالت از بابت من راحت است و برای همين زبان درازی می کنی ولی مطمئن باش که من از قماش خودت نيستم و با اين هوش!! و تعهدی!! که داری توصيه می کنم بر روی اثبات همين فرضيه ات که من ّهمان دکتر گلسرخی و ايشان هم همان آقای پورپيرار هستند خوب کار کن و مطمئن باش که از پس اثباتش بر می آيي!
حامد چهارشنبه 26/7/1385 - 18:35
جينگول (محمد) جان سلام. من حال و حوصله بحث با تو را ندارم. سعی نکن که موضوع بحث را عوض کنی و روی گندی که زده ای ماله بکشی! مانده ام که چقدر پررویی و کم هم نمی آوری. اطلاعاتت به درد خودت می خورد، چون اولاً ابتدای نام خانوادگی من «ع» نيست. ثانياْ سربازی ام را در همين تهران گذرانده ام. نيروی هوايی سپاه، گروه دوم پدافند هوایی، پادگان نصر (جاده قدیم قم، بین کهریزک و حسن آباد). آن بنده خدایی هم که نامش را برده ای، آقای سلطانشاهی است نه سلطانی، که خدا حفظش کند. من هیچ ارتباط خاصی با این بنده خدا نداشته و ندارم. فقط چون یکی دوبار در گفتگوهایم با آقای پورپیرار، به مناسبتی یادی از ایشان و مرکزشان کردم، ایشان ممکن است چنین تصوری کرده باشد. این هم خود دلیلی است بر اینکه اطلاعاتت را از پورپیرار گرفته ای. اصلاً اینقدر کامنتهای قلابی اینور و آنور گذاشته اید که آدم شک می کند نکند عارف گلسرخی هم وجود نداشته باشد و این هم اسمی دیگر از اسامی پورپیرار باشد. آره استاد سابقاً توده ای و امروز «باب» دوست و صدام دوست و وهابی گرای شما مسلمان است، من یهودی ام. خیالت راحت می شود؟
jew.blogfa.com
محمد چهارشنبه 26/7/1385 - 8:38
اتفاقا بنده هم در يزد و موقعی که جنابعالی خدمت مقدس سربازيتان را می گذرانديد، حرفهايتان را شنيدم. بازم فکر کن شايد يادت بياد حضرت افشاگر خودفروخته. اندازه يک يهودی آنوسی که کفشهای آنتی پورپيرار و ايران و بابادرازگوش را تمييز می کند در همين حد است ديگر!
محمد چهارشنبه 26/7/1385 - 8:35
آقای حامد منبع اطلاعات من خود شما و آقای سلطانی هستند که شما برایشان در مرکز فلسطین! کار میکنی! در ضمن من اهل همدان هستم و تا آنجا که می دانم همسر دکتر گلسرخی اهل یزد هستند نه خود ایشان. حيف که از قماش تو نيستم تا آبروي نداشته اترا اینگونه ببرم، ولی اگر اصرار داشته باشی چشم. راستی یکبار منو تو دفتر آقای پورپیرار هم دیدی. با آن هوش سرشارت فکر کن شاید یادت بیاد آقای حامد ع... هر چند در کارنامه ات همانطور که گفتيد هيچ نقطه برجسته ای نداری و نيک آشکار می باشد که يکی از همان يهوديان فلسطين شناس ايران تشريف داريد! ولی متن دفاعيات جنابعالی در دفاع از اقای پورپيرار مثل آب خوردن در دسترسه.
حامد چهارشنبه 26/7/1385 - 0:47
آقای به اصطلاح محمد! مرا حامد«ع» خطاب کرده ای که مثلاً بگویی نام خانوادگی مرا می دانی؟ در عجبم که بعد از سه سال رفت و آمد، چگونه آقای پوریپرار نام خانوادگی مرا هم به خاطر نسپرده است! بنابراین لاف زنی موقوف!
jew.blogfa.com
حامد چهارشنبه 26/7/1385 - 0:45
سلام. وای که خواب از سرم پرید! عجب تلنگر جانانه ای بود! محمد جان اطلاعاتی که را که در مورد من بیان کردی (منظورم سخنرانی هاست)، از آقای پورپیرار گرفته ای. چون فقط ایشان از آنها خبر داشته است. اگر هم بخواهی کاملترش کنی هیچ ترسی ندارم، چون خلافی از من سر نزده است. اصولاً شما نمی توانی در سخنرانیهای من شرکت کرده باشی، چون من در تهران هیچ سخنرانی نداشتم و هرچه بوده در شهر یزد بوده است. مگر اینکه یزدی باشید. که این هم دلیل دیگری است بر اینکه شما خود آقای گلسرخی هستید. خوب به یاد دارم که آقای گلسرخی یکبار از یزدی بودن خود و سفرش به یزد یاد کرده بود. البته از آنجا که سخنرانیهای من برای دانشجوها بوده، به یاد ندارم کسی به سن و سال شما در آنها حضور پیدا می کرده باشد. من را از چه می خواهید بترسانید؟ کارنامه و سوابق من هرچند زیاد پربار نیست، اما روشن است و سیاهی در آن وجود ندارد. خوشحال می شوم لاف زنی را کنار بگذارید و به افشاگری بپردازید!
jew.blogfa.com
محمد سه شنبه 25/7/1385 - 13:13
آقاي حامد. بگذار تا خواب از سرت بپرانم و تلنگري جانانه بهت بزنم. من و شما تا حدي همديگر را مي شناسيم. در صورتي كه تمايل داشته باشي مي توان اسم فاميل كامل شما و يه سري اطلاعات مربوط به فعاليتهاي شما را هم بنويسم. بايد يادت بيايد كه در يك دوتا از سخنرانيهاي شما در مورد صهيونيسم كه براي بچه بسيجي ها نطق مي كرديد، هم حضور داشتم. افتخار اين را هم داشتم كه در كنار يك دو نفر ديگر در وبلاگ استاد گلسرخي حضور داشته باشم. پس بهتره چرند بافي هايتان را كنار بگذاريد و براي جلب رضايت ارباب شهبازي و كسب يك حقوق ماهانه بي ارزش در تشكيلات ايشان راههاي ديگري را بيابيد. وگرنه من براي رسوا كردن شما بجای ذهنی بافی استنادات محكمتر و مستند تري دارم. متن سخنراني يا عكس حضرتعالي در حين سخنراني چطور است؟؟
محمد سه شنبه 25/7/1385 - 13:2
شدت پيچاندن گوش آقاي حامد ع... از طرف اربابش عبدالله شهبازي به سبب دفاع از آقاي پورپيرار و گلسرخي و تمسخر خود شهبازي عقل اين بچه را بكلي زايل ساخته است! اينك به هر وسيله اي تمسك مي جويد و هر حرف چرندي را با بي آبرويي جار مي زند تا بلكه ارباب ابلهش كه منكر حمله بخت النصر به بابل است! او را ببخشايد! هر چه هم آقاي ساسان به ريشش مي خندد تا شايد درس عبرتي بگيرد و پيش از اين خود را مسخره خاص و عام نكند، باز بر طبل بي آبرويي خود محكمتر مي كوبد!‌ ظاهرا بين اين گوش درازان به فرماندهي بچه بي چاك و دهني به اسم ايران مسابقه شديدي براي كسب مقام بي آبروترين گوش دراز در گرفته است! بطوريكه آقاي حامد ع... كاملا سخنان گذشته خود در مورد استاد پورپيرار را زير پا گذاشته!
حامد سه شنبه 25/7/1385 - 10:28
عارف گلسرخی=ساسان بابکان=علی=جينگول=محمود=مجتبی=مهرناز نصيريه
jew.blogfa.com
محمد دوشنبه 24/7/1385 - 11:58
ايران خانم آی کيو! لااقل آقای عارف تا حالا چند بار اشاره کردند که در غياب ايشون يکی از دوستانشان به اين وبلاگ سر ميزنه!
آقا خرگوشه شنبه 22/7/1385 - 16:46
دوستان به اراجيف آقاي عارف تازي پرست سياسي گوش ندين.همانطور كه ميدانيد نياكان ما در دوران باستان براي حفظ و انتقال ميراث فرهنگي و ديني خود از سنت شفاهي بهره مي بردند.به همين جهت از برخي اديانشان از آن موقع اثري به دست نيامده.مثلا پدران ما ديني داشتند به اسم ”خرگوش پرستي“ كه پيامبر آن ”خرگوش گوش دراز“ نام داشت.وجه تسميه اين اسم به گوش هاي دراز آن آقا خرگوشه بازمي گردد. البته از اين دين هيچ اثري در دست نيست و آثار بعد از اسلام آن هم به تدريج و در اثر مصايب روزگار و نبود خط و كتابت خرگوشي از بين رفتند اما خوشبختانه دو تا خرگوش جهان گرد چيني و ژاپني به نامهاي ”خرگوش چينگ“ و ”خرگوش بوتوشي“ به هنگام عبور از ايران به اين آيين اشاره كردند و اخبار و اطلاعات آن را در نوشته هاي خود حفظ كردند و ما امروز از طريق نوشته هاي آن دو سياح از گوشه اي از آيين نياكانمان باخبر هستيم و اين جاي خوشبختي بسيار زياد است چون اگر آنها اين خبر را به ما نمي دادند،ما از كجا به وجود دين خرگوش پرستي در ميان خرگوشان ايران باستان پي مي برديم؟
ايران شنبه 22/7/1385 - 16:30
آقای محمد حجم پيام حضرتعالی از حد مجاز سايت بيشتر است و اين ثابت ميکنه که شما همان عارف تشريف داريد وگرنه چطوری به داخل سايت دسترسی داريد؟؟؟
سهند شنبه 22/7/1385 - 6:27
چرا در راديو زمانه صدای يک آذربايجانی. يک عرب. يک بلوچ. يک کرد. يک لر بگوش نمی رسد.؟مگر دولت هلند اين بودجه را فقط برای يک گروه ويژه ای اختصاص داده؟ من از آذربايجانی ها. عربها. بلوچ ها.کرد ها. لرهايی که از دست تبعبض های آقای مهدی جامی و از زنانی که از دست تراوشات مغز ضدزن آقای نيک آهنگ کوثر و از مسلمان هايی که از دست جبهه گيری های ضد اسلام آقای عبدي کلانتری به تنگ امده اند خواهش میکنم که با آدرس زير تماس گرفته و اعتراض بحق خودشان را بگوش مسئولان هلندی برسانند. در اين برهه از تاريخ ايران که بزرگترين مشکلاتش را در پيش دارد ما به آنهايی احتياج داريم که در راه از ميان بردن شکافها قدم بر دارد و نه به يک عده آدمهای مغروض که ناآگاهانه اين شکاف را عميقتر می کنند. آدرس و عنوان شخص مسئول در سفارتخانه هلند بقرار زبر است. Mr. Wouter Jurgens
Royal Netherlands Embassy, First Secretary, Political Affairs, Middle East and Gulf
Tel : (202) 274-2605 Fax: (202) 364-4213 E-mail: wouter.jurgens@minbuza.nl
برای خواندن اصل پاسخ من به آقای کلانتری لطفا به سایت خودشان در آدرس زیر مراجعه
www.nilgoon.org
سهند شنبه 22/7/1385 - 6:27
بزنند چرا فيل پنج تنی دین مسیحی و یهودی را در وسط اتاق نشیمن شان نمی بینند.؟. کلا من از همه انهايی که ديوارشان به هر دليلی کوتاهه و ديگران عدالت را در موردش مراعات نمی کنند دفاع ميکنم. برای من بی عدالتی ريشه همه شرارت هاست. چون فکر می کنم که اقای مهدی جامی حق مرا مراعات نکرده اند و فکر می کنند که هر کاری را می توانند انجام دهند من مجبور شدم که ماهيت گرداننده گان راديو زمانه را به سفارت هلند در واشينگتن گزارش دهم. برای من قابل قبول نيست که مثلا آقای نيک اهنگ کوثر با پول ماليات مردم هلند عقده ها و کمبودهای جنسی و افکار پليد ضدزن خودشان را به مردم ايران بفروشند و يا آقای عبدی دشمنی و ضدیت عميق خودشان با دين اکثريت مردم ایران را لباسهای پر زرق و برق پوشيده و تحت عنوان پژوهش های بيطرفانه به خورد مردم بدهند. به عقيده من اين سايت فقط و فقط يک هدف دارد که آنهم رواج فرهنگ پس مانده شوينيزم فارس. زیرا هم اکنون که شکاف عمیق بین فارس و غیر فارس ها اساسی ترین گره مشکلات ایرانیست و مسئله ملی پاشنه آشیلی است که اینده سرنوشت ایران را رقم خواهد زد.
سهند شنبه 22/7/1385 - 6:26
خانم ها و آقايان محترم: من بيش از ده روز قبل پيامی در سایت رادیو زمانه در زير نوشته اقای عبدی کلانتری تحت عنوان ؛پاسخ به ملکوت؛ درج کردم. از انحایی که دریافت پیامم را گزارش نکرد فکر کردم که به دلایل اشکالات فنی پبامم فرستاده نشد و بهمین جهت همان پیام را در سایت نیلگون اقای عبدی درج کردم. دو روز بعددوباره پیامم را به رادیو زمانه فرستادم که اين دفعه رسيدش را گزارش داد. چند روز صبز کردم که ببينم آبا پيامم نصب خواهد شد با نه. وقتی که دبير سايت پيامم را انتشار نداد با پست الکترونيک برايشان فرستادم ولی باز هم انتشارش نکردند. تا انجايی که من ميدانم دولت هلند اين بودجه را نه در اختيار فقط يک گروه خاص بلکه برای تمامی ايراني ها اختصاص داده است ولی انگار آقای مهدی جامی اين رسانه را با سايت شخصی خودشان اشتباهی گرفته اند و فکر می کنند که می توانند هر صدای مخالفی را در نطفه خفه کنند. لطفا به سايت آقای عبدی کلانتری رجوع کرده و اصل پاسخ به آقای عبدی را در بخش پيامها بخوانيد که کوچکترين بينزاکتي و فحش و توهينی درش نيست. انتقاد من اين بود که چرا آقای عبدی که ملخ اسلام را با تقنگ برنو اش در آسمان می توانند
محمد پنجشنبه 20/7/1385 - 10:37
و آيا جز اين است كه افرادي همچون شما تا موظف و مزدور و مامور نباشند محال است اين همه سال وقت خود را صرف اين قبيل كارها بكنند؟ اقاي حامد درمانده. تمام دعاوي اقاي پورپيرار در بستر مباحث تاريخي طرح مي شود و دليلي براي خصوصيات شخصيتي ايشان نميباشد،هر چند كه خصوصيات ايشان در نحوه بررسي مسائل تاريخي بي تاثير هم نيست. جاي تاسف است! اربابانتان بعد از اين همه سال زور زدن تا توانستند چهار تا مزدور مثل شما پيدا كنند كه با ايجاد تشكيك در شخصيت يك مولف به مبارزه و رد نتايج يك سلسله كارهاي تحقيقي او بروند! اقاي پورپيرار فقط ببينيد اوج خريت و بي شرفي را!
محمد پنجشنبه 20/7/1385 - 10:36
خيلي جالبه. در حاليكه آقاي پورپيرار بيش از سيصد مدخل بنيادين تازه تاريخي گشودند و اقيانوسي از مباحث تاريخي را به شكلي اساسي مورد سوال و بررسي قرار دادند و براي قرون آينده تحقيقات تاريخي در ايران و جهان طرحهاي نوين ترسيم كردند، مشتي مزدور بي مايه مثل حامد و ايران شبانه روز دارند وقت صرف مي كنند تا با يافتن تشكيكات كودكانه اثبات كنند كه آقاي پورپيرار در فلان زمان مثلا چهارتا دروغ گفته است! آقاي حامد اصلا فرض كنيم كه اقاي پورپيرار در حال حاضر آدم خواري هم ميكنند كه ميلياردها مرتبه بدتر از آن چهار تا دروغ است! خوب اين چه ربطي به درستي يا نادرستي نتايج بررسيهاي تاريخي ايشان يا هر محقق ديگر همفكر ايشان دارد؟؟ آيا جز اين است كه درماندگي دروغ پرستان يهود ساخته در رد نتايج تحقيقات آقاي پورپيرار باعث مي شود تا براي جبران درماندگيشان به چنين راههايي توسل جويند؟؟
حامد دوشنبه 17/7/1385 - 23:34
سلام. قسمت دوم مطلب من در مورد آقای پورپیرار را در وبلاگم مطالعه کنید.
jew.blogfa.com
محمد یکشنبه 16/7/1385 - 9:45
آقاي حامد. من تا حالا تصور ميكردم كه بلاهت و رذالت فقط مختص جانداران حقيري بنامهاي باباگوشدراز و سورنا كله گلابي و همپالكيهاي آنهاست، ليكن موضع گيري و كشف مضحك اخير حضرتعالي به ما نشان مي دهد كه شما هم در مسابقه با آن سفيهان مزور شانس زيادي براي اول شدن داريد! براي زدن پنبه تخيلات شما كافي است به اطلاعتان برسانم كه شخصا چند بار شاهد بودم كه افرادي در دفتر كار استاد پورپيرار از طريق كامپيوتر ايشان در وبلاگشان پيام گذاردند و بر حسب فراموشي پيام را با آدرس ايميل يا وبلاگ ايشان كه در پنجره پيامگير پرشين بلاگ باقي مي ماند، ارسال كردند و در نتيجه ناگزير شدن از آقاي پورپيرار بخواهند تا بلافاصله با ورود به مديريت وبلاگشان پيامهاي اشتباهي را حذف كنند تا سوء براداشتها و اتهامات اين چنيني پيش نيايد. همين اتفاق براي من هم دو سه باري پيش آمد. اين مطلب را حتي يك كاربر ابتدايي هم مي داند كه وقتي چند نفر با يك كامپيوتر كار كنند، چنين مسائلي اجتناب ناپذير هستند، ولي معلوم نيست دانشمند گرانمايه اي مثل شما چطور چنين چيزي بديهي اي را نمي داند! البته مي دانيم كه استاد پورپيرار بسيار مغرور هستند و همين غرور ( به نظر من شايسته ) ايشان افرادي مثل شما را كه قادر به درك شخصيت ايشان نيستند، شديدا رنجانده و مي دانيم كه شما بعد از آن همه دفاع از ايشان انتظار توجه و همياري بيشتري داشتيد ، ولي هيچ كدام اينها دليل نمي شود كه شما تعهد خود را زير پا بگذاريد و سر در آخور تفاله هايي مثل آنتي و ايران و باباگوشدراز فرو بريد. اين اشكالتراشي سخيف بي پايه كه حتي در فرض صحت هم در برابر عظمت كار و شخصيت آقاي پورپيرار از يك پر كاه هم حقيرتر است، فقط موجب بي آبروي و بدبختي و بلاهت شماست. آقاي حامد واقعا تصميم گرفتي شكم زن و بچه ات را با پولي كه از قبل شهبازي و از اين طريق مي رسد، سير كني؟؟؟؟؟
حامد جمعه 14/7/1385 - 3:30
سلام. مطلبی در مورد آقای پورپیرار نوشته ام که ممکن است برایتان جالب باشد.
jew.blogfa.com
هرمز مميزي چهارشنبه 12/7/1385 - 16:33
سلام سانسور زشت ترين کاری است که حکومتها ی مستبد به آن روی مياورند
hmomayezi.persianblog.ir
مجتبی جواهريان چهارشنبه 12/7/1385 - 1:28
به نام خدا.
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما.
طاعات و عبادات شما قبول.
از شما دعوت میشه که یه سری به وبلاگ محبت اینجاست بزنید.
و با قدومتون به خونمون عطر و بویی تازه ببخشید.
امیدوارم موفق و پایدار باشید.
التماس دعا.
یا علی.
www.mohabateenjaast.persianblog.ir
رهگذر یکشنبه 9/7/1385 - 9:36
فیلمی دیدنی در مورد تخت جمشید
http://www.iraninfo.dk/index2.php?option=com_content&task=view&id=49&Itemid=2&pop=1&page=0
عارف پنجشنبه 6/7/1385 - 8:59
آقای مهدی. به اعتقاد من فيلتر گذاری در این حوزه فقط در صلاحيت استاد پورپيرار است و بس. صرف تشخيص مهمل بودن برخی نظرات دليل کافی برای پاک کردن آن‌ها نيست و من جز موارد استثنايی شامل تکرار یک مطلب یا فحاشی رکیک برای طرح تمامی نظرات حق برابر قائلم.
مهدی چهارشنبه 5/7/1385 - 8:53
خوشم اومد می بينم مثل بقيه برای بخش نظرات فيلتر نگذاشتيد. چون الان مد شده همه به مثل ميمون از استاد پورپيرار تقليد می کنند و جلوی طرح نظرات مخالف را می گيرند.
رهگذر یکشنبه 2/7/1385 - 18:39
عارف خان
به سايت ذوالقرنين سري بزنيد تا ببينيد ناصر خان اين مدافع اسلام چه بلايي سر خودش آورده است.
کار به تحريف قرآن هم کشيده است
حامد شنبه 1/7/1385 - 19:28
از دوستانی که آدرس ایمیل آقای ناصر پورپیرار را دارند، تقاضا می کنم آن را در قسمت نظرهای وبلاگم بگذارند. آدرس ایمیل ایشان را لازم دارم. لازم است که توسط خوانندگان در قسمت نظرها، ثبت شود.
jew.blogfa.com
عارف شنبه 1/7/1385 - 17:41
خوب به خوشي و ميمنت آشكارا مي بينيم كه پيروان و هواداران راستين صلح و دوستي و سفيدي و گفتار و كردار و انديشه نيك چه ديكتاتورهاي بالقوه درنده خويي هستند و تا چه حد براي دريدن گلوي مخالفان و دگر انديشان مشتاق! حالا يكي از همين آزادي خواهان!! و برپادارندگان صلح!! با اسم بامسماي زرتشت مشغول لحظه شماري براي دريدن گلوي استاد پورپيرار است تا به پيروي از اسلافش لبخند ديگري بر لبان اربابان يهودي و غربي خود بنشاند! يكي نيست به اين بوزينگان بدبخت و بي آبرو بگويد اگر سخنان استاد پورپيرار كاملا غلط است كه اين بايد موجب خوشحالي شما باشد، زيرا حقانيت دعاوي شمايان را بيش از پيش اثبات مي كند و اگر نتايج تحقيقات ايشان درست است ( كه ظاهرا چنين است و دقيقا به همين دليل خواب و آرام از زندگي‌تان رخت بربسته! ) پس ديگر چرا با حقيقت دشمني مي ورزيد و به علاوه گناه آقاي پورپيرار چيست؟ اگر ايشان هم اين سخنان را امروز نمي گفت، فردا روزي كس ديگري اين حرف ها را مي زد، زيرا خورشيد حقيقت كه براي هميشه پشت ابر نمي ماند! اينك خوش‌بختانه به روشني روز شاهديم كه تمام مدعيان آزادي انديشه و بيان در لباس روشنفكري!! در مقابل يك محقق دگر انديش چه رذالت و درنده خويي بي سابقه اي از خود بروز مي دهند. به راستي ظهور آقاي پورپيرار چه آزمون جانانه اي براي روشنفكران قلابي ما بود تا بيش از هر مقطع ديگري بي آبرو و رسوا شوند و هر چه بيش‌تر در گورستان تاريخ فرو روند. خواب هاي خوش ببيني آقاي زرتشتك قلابي!
محمد رضا شنبه 1/7/1385 - 11:46
زرتشتک قلابی اين ارزو را بايد به گور ببری. هنوز هيچ بوزينه اهريمنی در دنيا پديد نيامده که بتواند در برابر پيروان حقيقت و مبارزان راستين براندازی دروغ و تباهی به اندازه گوزی دوام بياورد. تو که اجدادت فقط مزدوران استعمار انگليس بودند که از يک گوز هم کمتری.
ساسان شنبه 1/7/1385 - 11:41
استاد نيكو انديشه جناب اقاي دكتر ايران اريايي دوست.همانگونه كه جنابالي هم مطلع ميباشد پورپيران اساسا مدرك دانشگاهي نميدارد و فردي اكادميك نمي باشد. بنابراين اساسا امكان نميدارد كه يك فرد دانشگاهي و اكادميك وي را تاييد بنمايد و چنين چيزي محال ميباشد و اگر بدرستي بنگريم متوجه ميگرديم كه تاالان هيچ فرد داراي مدركهاي نيكوي دانشگاهي و اكادميك اصلا با وي حتي حرف هم نگفته است، بنابراين با قاطعيت ميتوان سخن نيكوي جنابالي را اثبات گردانيد كه عارف گله سرخي هم مدرك دانشگاهي نميدارد و يك فردي با تحصيلات سيكل ميباشد و الكي دورغ مي گويد كه من دكتر ميباشم. وي همانطوريكه استاد بابايادكار و داريوش گياني و شورنا گيلاني اثبات گردانيدن يك كمونيست سوسياليست ماركسيست لنينيست پانعرب و پانترك ميباشد و فقط مدرك سيكل ميدارد و زبان نيكوي پارسي اريايي ما را با هزارتا غلط مينگارد. اسم اول نانيكو وي يعني عارف اثبات ميگرداند كه وي عرب و ترك ميباشد و اسم دوم وي كه فقط مال كومونيستهاست اثبات مي گرداند كه وي سوسياليست و ماركسيست ميباشد و اريايي و پارسي نميباشد و براي همين با نزاد نيكوي اريايي و تاريخ نيكوي دودمان ارجمند هاخامنشيان دشمني مينمايد. بدرود بر نزاد نيكوي اريايي
nejadarya.persianblog.ir
گل چين جمعه 31/6/1385 - 15:40
برای آقای ترکی
در کمال احترام فقط می توانم بگویم سوالات مطروحه شما نظیر صدها مورد مشابه، صرفا به اثبات این کار می آید که بگوییم فهم کتابها و نظریات آقای پورپیرار بر خلاف ظاهر برای بسیاری از اساتید تاریخ و... کنونی ایران کاری بس دشوار و بل غیر ممکن است. ایشان چند هزار صفحه مطالب بنیادین که گاهی یک مدخل چند ده صفحه ای آن با کارنامه علمی سراسر عمر یکی از این استادان برابری می کند، نوشته اند تا اهداف یهود از تاریخ سازی برای ایرانیان مسلمان را برملا سازند، و آن وقت شما دکتر ترکی تازه می پرسید یهود چه هدفی از ساخت مثلا سلمان قلابی برای ایرانیان داشته است؟؟؟؟؟؟؟ آیا فهم تلاش برای پر کردن خلا پوریم واقعا کاری غیر ممکن است؟؟؟؟؟
reza71 جمعه 31/6/1385 - 14:25
براي آنتي فيلتر به اين وبلاگ سر بزنيد: http://www.procksy.blogfa.com
badrreza@yahoo.com
عارف لب گلي جمعه 31/6/1385 - 13:59
http://www.azargoshnasp.net/Pasokhbehanirani/ppnaqshpasokh.htm
زردشت پنجشنبه 30/6/1385 - 19:48
به خشنودی اهورامزدا
کی بشود که اين انيرانی بی تبار پور پيرار را به دوزخ با دستان ايرانی ام بفرستم تا نياکانم از من خشنود گردند خدا داند
www.zardosht.gharieh.com
محمد(باستان پرستان بخوانند!) چهارشنبه 29/6/1385 - 18:15
؟
ایران چهارشنبه 29/6/1385 - 17:49
محمد رضا
اگر کسانی را که نام بردید ، عرضه داشتند پاسخی تنها به یادداشت آن شمال افسانه ای می دادند! بقیه پیشکش
محمد رضا چهارشنبه 29/6/1385 - 16:50
آقاي عارف سلام. از بازگشت شما استاد گرامي خيلي خوشحالم و اميدوارم بزودي تحصيلات خود را به اتمام برسانيد و بتوانيد با ياري محققان جوان در دانشگاه هاي كشورمان بساط اين گله هايي را كه فقط به مدركهاي كاغذي خودشان مي نازند، برچينيد. اما اي كاش برنمي گشتيد! دلم واقعا براي اين ميني باستان پرستهاي بيچاره سوخت. نمي دانم خودتان متوجه شديد يا نه كه از وقتي برگشتيد دوباره زوزه اين بيچاره ها به هوا رفته و بعضي هاشون مثل باباگوش دراز معروف دوباره پرسه ها و واق واقاشون را شروع كردند. آخه اقاي پورپيرار كم بود، شما و خانم نصريه هم وارد ميدان شديد و ديگه باعث شدين اين مغز الاغ خورده ها از كار و زندگي بيفتند و صبح تا شب چرنديات نخ نماي تاريخ ايران باستان را نشخوار كنند. برادر من اخه خدا را خوش مياد؟ يه چند صباحي نبوديد اين مفلوكان يه مقدار آرامش پيدا كردند و دوباره شما خواب و خوراك را ازشون گرفتيد. كاش بر نمي گشتيد!
محمد(باستان پرستان بخوانند!) چهارشنبه 29/6/1385 - 9:15
بر باستان پرستانی که هنوز نوکر کنيسه/کليسا هستند بايد گريست!
محمد(باستان پرستان بخوانند!) چهارشنبه 29/6/1385 - 9:13
مورخ با درک حساسیت و دشواری شرایط عبور از این مرحله ی تاریخ شرق میانه، خود را در ورود به این مبحث معاصر ناگزیر می دید و در کتاب حاضر نیز می خواهد توطئه ی آشکار دیگری در تاریخ نویسی ایران را برملا و معلوم کند که کلیسا و کنیسه، هدف اصلی خود، یعنی مبارزه ی پنهان و غیرمستقیم تاریخی و فکری با اسلام را، تا چه حد جدی گرفته اند و برای تحریک مردم شرق میانه علیه یکدیگر، تا کجا رفته اند! شاید که انتشار مباحث این کتاب، مبلغین «توهم توطئه» را به توطئه آمیز بودن هیاهوی خویش واقف تر کند و شاید که نقاب آزادی خواهی و فرهنگ مداری دروغین و ناپیدا و روغن زده ی دنیای غرب، که اینک مردم از پای افتاده ی جهان را، به باج خواهی مسلحانه ی آشکار تهدید می کند، دریده تر شود.
محمد(باستان پرستان بخوانند!) چهارشنبه 29/6/1385 - 9:13
اینک زمان دفاع با تمام توان، از هستی شرق میانه و از جمعیت مسلمین است. این حکمی ثبت شده در کتاب گشوده ی تاریخ معاصر است و حاصلی که از مزرع بزرگ تجربه جنبش های استقلال خواهانه ی منطقه ی ما برداشت می شود. اینک که غربیان درصدند ما را مستعمره ی خویش کنند، دفاع از مقاومت اسلامی تنها پناه است. اگر غربیان بازی ساقط کردن سرسختی شرق میانه را، که ظاهرا از افغانستان و عراق آغاز شده، برنده شوند، هیچ یک استوار و بر جای نخواهیم ماند و دیر نیست، به اجبار، منابع منطقه را، به رایگان تقدیم شان کنیم و از هستی و هویت کهن خویش دست بشوییم. اینک ضرورت استواری را مسئولین عربستان سعودی نیز می دانند و با ایالات متحده اتمام حجت تاریخی می کنند، پس چه گونه روشنفکران بی مایه ی حزب پرورده ی ما، این گونه خوش خیال اند، اگر در واقع کاسه گردان گردن کشان جهانی نیستند و امیدی به حصه های چرب تر از سفره ی گسترده تری، که خواب آن را می بینند، ندارند؟
محمد(باستان پرستان بخوانند!) چهارشنبه 29/6/1385 - 9:13
از میان روشنفکر نمایان بی مایه ی ما نیز، کسانی در عین بی شهامتی، بسیار دور از عرصه ی دفاع عمومی مسلمین، با نگاهی منسوخ به تاریخ، مثلا برای مردم افغانستان، نسخه های غربی بی خاصیت می پیچند و به قصد آلودن مقاومت منطقه ای، صحنه های سینمایی قلابی و عقل فریب، مثلا درباره ی قصور پر از حورعین ملاعمر تدارک می بینند، که در این عصر حضور همه جانبه ی چشم های الکترونیک، حتی تصویر سیاه و سفیدی از ادعای آن ها دیده نشده است!!! این تبلیغات چیان غرب، بی شک، کم ترین پیوندی با پیشینه و پسند و باور مردم منطقه ی خویش ندارند و تنها با تأیید واماندگان اطراف خویش روبه رویند.
محمد(باستان پرستان بخوانند!) چهارشنبه 29/6/1385 - 9:12
اما با افسوس بسیار می بینیم در همان حال که برنامه ریزان و مفسران سازمان های بزرگ جاسوسی و تحقیقاتی کلیسا و کنیسه، به اهمیت نقش اسلام در مقاومت تاریخی شرق میانه معترف اند، روشنفکری بی مایه ای در میان مسلمین، به ستیزه ی ایده ئولوژیک با اسلام و تمسخر آن مشغول است! این پدیده توضیحی ندارد مگر آن را بینشی موظف و سازمان یافته در جهت اهداف کلیسا و کنیسه بیانگاریم و بی تردید هر کس دیگر هم، در مجموعه ی حکومت های اسلامی، با توسل به هر بهانه، رفتاری خلاف توصیه های قرآن، برای بیزار کردن مردم از اسلام و فروگذاردن این پرچم دوام، روا می دارد، درست صورت دیگری از همین مجموعه ی موظف است.
محمد(باستان پرستان بخوانند!) چهارشنبه 29/6/1385 - 9:12
امروز کلیسا و کنیسه، یعنی صاحبان دو سوم سرمایه ی جهان، متحدند تا مسلمین و مشرقیان را به زانو در آورند. انگیزه ی آنان انتقام کشی تاریخی از شکست های پیشین و تصرف منابع غنی شرق میانه است، تا تمام دارایی جهان را به خود منتقل کرده باشند! در طول تاریخ و هم امروز، مسلمین با فداکاری بی نظیر، هویت ملی، قومی و اعتقادی خود را حفظ کرده، تسلیم زیاده خواهی های کلیسا و کنیسه نشده اند. احترام به این پرچم مقاومت و کمک به افراشتن بیش تر آن، تنها راه مبارزه علیه زور گویی های ملی و جهانی در جغرافیای ملت های مسلمان است.
محمد(باستان پرستان بخوانند!) چهارشنبه 29/6/1385 - 9:12
تا زمانی که جهان، بر اثر رفتارهای مخرب اقتصادی و سیاسی غرب، در فقر و ناامنی و بیماری و ظلم و نابرابری می سوزد و تا زمانی که حاصل این رفتارها مردم جهان را هر روز فقیرتر و مریض تر و از امکانات ملی و بومی خود محروم تر می کند، مظاهر کنونی غرب نشانه ی پیشرفت، تمدن و یا دموکراسی نیست، زیرا آنان را می بینیم که گام به گام به خود کامگی دیرین متمایل تر و نزدیک تر می شوند و در همان زمان که از جهانی شدن سخن می گویند، ابزارهای سرکوب سیاسی، نظامی و اقتصادی خود را چندان توسعه می دهند و چنان تکمیل می کنند که عملا به تدارکی برای تسلیم کردن جهان شبیه تر شده است!
محمد(باستان پرستان بخوانند!) چهارشنبه 29/6/1385 - 9:11
امروز جهان شاهد است که غرب کودکان و جوانان استقلال خواه فلسطین و مردم آرامش طلب و آهنین روحیه ی لبنان را می کشد، غرب بر میهمانان یک عروسی روستایی در افغانستان بمب های لیزری می ریزد، غرب به خواست اسرائیل ـ که یک دولت قدرتمند مسلمان را در شرق میانه نمی پسندد ـ مردم عراق را تهدید به نابودی و محکوم به فقر می کند و در سراسر جهان، فرماندهان و مدیران نالایق و خائن را، غرب بر سرنوشت ملت ها می گمارد، تا مغزهای ناراضی از شرایط ملی را به سوی خود بخواند و ثروت های مادی و معنوی یک سلسله از ملت ها را، به بهانه های مختلف، به خزانه ی خود ببرد.
محمد(باستان پرستان بخوانند!) چهارشنبه 29/6/1385 - 9:11
افتخار مسلمین است که در حیات و حضور اسلام، و به بهانه ی آن، پیکر تمدن انسانی را مجروح نکرده اند، حقوق هیچ ملتی را به خانه ی خویش نبرده اند، پیوسته با توانایی طبیعی خود پیش رفته اند، دعوت به مسالمت و تسلیم به خرد را ندا داده اند و به اسلوب زندگی دیگران، حتی دشمنان شان، احترام گذارده اند. اگر تلفن همراه و کامپیوتر را مسلمانان نساخته اند و صد سال دیرتر، اما با امکانات مادی و عقلی و علمی «خود» به فضا خواهند رفت، در عوض به کابوس عکس العمل انتقام جویانه ی این همه مدعی از جان گذشته، از میان تمام ملت های غارت و تحقیر شده نیز، مبتلا نیستند که غربیان خون خوار، نام شان را تروریست می گذارند! اینک عاقبت اندیشان جهان، علیه دام گستری های وسیع تاجران بین المللی بسیج می شوند، ولی سردم داران داد و ستد دنیا، برای مقابله با سایه ی وحشتی که به سوی شان می خزد، تنها به برداشتن اثر انگشت تعدادی از مسلمانان در مبادی کشورشان دل خوش اند! آیا به راستی نمی دانند که اوج گیری ستیزه با زیاده خواهی های درازمدت آنان، در اندیشه ی عمومی آزادگان جهان شکل می گیرد و نه در انگشت چند مسلمان ساکن و یا نیازمند ورود به آمریکا؟!!
محمد(باستان پرستان بخوانند!) چهارشنبه 29/6/1385 - 9:11
اما از کره تا ژاپن، از فیلیپین تا ویتنام، از اندونزی تا چین، از هند تا پاکستان و افغانستان و ایران، از بین النهرین تا مصر، از مراکش و الجزیره و کنکو تا آفریقای جنوبی، از مکزیک تا برزیل و شیلی، از سرخ پوستان اتازونی تا مردم جزایر کارائیب و از یوگسلاوی تا خراسان بزرگ، پرچم آمریکا را می سوزانند، فرانسوی ها، انگلیسی ها، آلمانی ها، ایتالیایی ها و روس ها را نفرین می کنند و مسئول تجاوزات و جنایات بی شماری می شناسند که در سده های اخیر بر مردم جهان روا داشته اند. امروز اندیشه های هوشیار سرزمین های غربی هم، گذشته ی خود را نمی پسندند و گردن کشی های کنونی راهبران سیاسی تابع کلیسا و کنیسه را، در تجمع مداوم خیابان ها، به سرزنش می گیرند.
محمد(باستان پرستان بخوانند!) چهارشنبه 29/6/1385 - 9:10
اسلام دو بار امپراتوری و گسترش جهانی خود را تجربه کرده است: در زمان امویان و به دوران عثمانی ها. آن چه را درباره ی تحمیلات و تجاوزات مسلمین بر ملل دیگر، مورخان غربی گفته اند، سخنان بی سندی لبریز از جعل و دروغ و فریب کاری است که خوانندگان کتاب های من با بخشی از آن آشنا شده اند. برای لمس آسان تر این حقیقت، کافی است به گواهی وجدان و عکس العمل ملت های جهان مراجعه کنیم. هیچ ملتی، اعم از مسلمان و غیرآن، مدعی اسلام نیست و مسلمین را شماتت نمی کند. هیچ سرزمینی مسلمین را مسئول نابه سامانی های قومی و ملی خویش نمی شناسد و هر ملتی که در ۱۴۰۰ سال و یا سیصد سال پیش مسلمانی را اختیار کرده، هنوز هم مسلمان است و کسی قادر نیست سابقه ای از تجاوز مسلمین، با ادله ی صحیح و سالم، به تاریخ ارائه دهد و هر ادعایی در این باره باید که بارها از غربال تحقیق گذرانده شود، تا همچون اسناد جدید و دیرین شعوبیه ی ایران، ساختگی و کنیسه ای از کار درنیاید.
محمد(باستان پرستان بخوانند!) چهارشنبه 29/6/1385 - 9:10
گواهی تاریخ می گوید، مسلمین در برابر آن حمله ی سراسری دیرین به جهان مقاومت کرده اند و به بهای گزاف، مبلغان و تاجران و حقه بازان غربی را سرشکسته و در مجموع دست خالی، پس نشانده اند. این شکست از جهان اسلام، برکینه ی کهن دینی آنان نسبت به مسلمانان افزوده، قرن هاست لحظه ای فراموش نمی کنند که قرآن، تورات و انجیل را پس زده و بی محتوا کرده است، تخیلات تاریخی کلیسا در جنگ های صلیبی و تجاوزات نوین شان در شرق میانه و شمال آفریقا را مسلمین نیمه کاره و ناکام گذارده اند و تفنگ داران امپراتوری انگلستان را، قریب قرنی پیش، و ارتش نیرومند سرخ و تفنگ داران روان پریش آمریکا را، همین اواخر، قبیله های مسلمان پا برهنه و دست خالی افغانستان از پای درآورده و به هزیمت وادار کرده و می کنند.
محمد(باستان پرستان بخوانند!) چهارشنبه 29/6/1385 - 9:10
در پایان آن دوران سیاه غارتگری تاریخی، نیمی از ثروت شناخته شده ی آن روز جهان و بخش عمده ای از مدیریت سیاسی، نهادهای تصمیم گیری و روشنفکری سرزمین های تسلیم شده به چنگ کلیسا و کنیسه افتاد و در حوزه ای مصرف شد که قصد نهایی آن، نه توسعه ی تمدن، که گسترش داد و ستد و منظم کردن یک سویه ی روابط تجاری بوده است و بس! پیشرفت امروز آن ها، فقط مرکب تجارت و تفنگ داران محافظ کاروان شان را الکترونیک کرده، تا شاید بتوانند داد و ستد را با استانداردهای خود اجباری کنند و آخرین موانع بومی و ملی را از مسیر توسعه طلبی های خویش بردارند، که به پهنای جهان گسترده شده است.
محمد(باستان پرستان بخوانند!) چهارشنبه 29/6/1385 - 9:10
آفریقا را سوزاندند، بومیان اش را کشتند، ثروت اش را چپاول کردند و بازوهای توانای قبیله ها را به آباد کردن مزارع و زمین های زرع نشده ی اروپا و آمریکا بردند. معادن الماس، طلا، زغال سنگ و بعدها اورانیوم و نفت و مزارع کائوچو، قهوه و موز به تصرف صلیب و تفنگ درآمد و آن سرزمین وسیع، آباد، زیبا و ثروتمند، که با امکانات جغرافیایی و رشد موزون خود پیش می رفت، طی چند قرن، به آفریقای امروز بدل شد، که خطه ای است قحطی زده، دست به گریبان بیماری و فقر، با طبیعتی تخریب شده، دولت هایی غالبا دست نشانده، و بقایای کلنی های غربی زبان نفهم مسلح. کلیسا این رسالت سودآور را در آمریکای جنوبی، مرکزی و شمالی، استرالیا، چین و هند هم ابلاغ کرد و حتی بودا و کنفوسیوس، با پیروان صدها میلیونی، در برابر وسعت خون ریزی سربازان صلیب تسلیم شدند.
محمد(باستان پرستان بخوانند!) چهارشنبه 29/6/1385 - 9:9
پنج سده پیش، انباشت عظیم ثروت و ذخایر کلیسا، که با فروش بهشت و گوشت و نان خداوند به دست آمده بود، واتیکان را به سرمایه گذاری برای تصرف سرزمین های غیر مسیحی و صدور تفکر «عهد عتیقی» به جهان تشویق کرد و از آن زمان، آن رشد متکی بر ارتفاع جنازه ها، آغاز شد و انگیزه گرفت که دنیای غرب از قرن شانزدهم دنبال می کند. کشیشان، اشراف و نظامیان فرمان بردار پاپ، شریک شدند و به بهانه ی گسترش مسیحیت، توپ ها و کشتی ها را به سرزمین هایی راندند، که مردم اش حتی گلوله را نمی شناختند!
محمد(باستان پرستان بخوانند!) چهارشنبه 29/6/1385 - 9:9
تا ۵۰۰ سال پیش، غرب، که در آن زمان به معنی اروپا بود، هنوز حمام کردن نمی دانست، کتابی جز انجیل نمی خواند، کلیسا و کنیسه راهبر عقل و اندیشه ی آنان بود و خرده ریزهای علم شرق را از سفره ی دانایی برمی چید، که در همان دوران، بر میراث سلیم محمد پایدار مانده بود، سخنان حکیمانه ی کنفوسیوس و بودا را می پذیرفت و رشد طبیعی خود را ادامه می داد، که بر تجربه ای گران از دانش وسیع و قدیم بین النهرین، هند، چین، مسلمین و مردم آسیای جنوب شرقی متکی بود.
محمد(باستان پرستان بخوانند!) چهارشنبه 29/6/1385 - 9:7
ما با تمدن بدون نقاب آن ها، آن گاه که بر سر تقسیم منافع جهان - و نه گسترش تمدن - به فاصله ای کوتاه، در اوایل قرن بیستم، دو بار با یکدیگر جنگیدند و پنجاه میلیون جسد باقی گذاردند، آشنا شدیم و آن گاه که میلیون ها روس را، از تمام گروه ها، به سبب نپذیرفتن عقاید و اعمال قائد اعظمی چون استالین، قتل عام کردند! آن دو جنگ بزرگ، اروپا و غرب را، تا مرحله فنای کامل پیش برد و معلوم کرد اگر ظهور دوباره ی درنده خویی باستان، در بین رؤسای قبایل اروپا، و این بار بر سر تقسیم اموال جهان، چنان توحشی را با مجموعه ی خود روا می داشت، پس در بیرون کشیدن دارایی موضوع تقسیم، از دست صاحبان آن ها، در سراسر جهان، چه اندازه وحشیگری را مجاز می شمرده اند!؟
محمد(باستان پرستان بخوانند!) چهارشنبه 29/6/1385 - 9:7
قرنی است تبلیغات تازه و وسیع کلیسا و کنیسه، همراه آواهایی با نمای روشنفکری، شرق میانه را عقب افتاده و مسلمانان را مرتجع و وحشی و این روزها، تروریست می خوانند! تاریخ ، چنین توطئه های سازمان یافته علیه مردم این خطه، علیه مسلمانان و علیه بشریت را رد می کند و گواهی می دهد که با مفهوم دورانی و آرمانی، تاکنون رسالت و سیاست و فرهنگ متمدنانه ای در غرب پدید نیامده، تا قضاوتی قابل اعتنا ارائه دهد. مدیران و راهبران آن جوامع، هنوز همان بربران وایکینگ، گل، فرانک و اسلاواند که اینک گرزهای خود را با بمب های هدایت شونده ی لیزری تعویض کرده اند، به جای قایق های کوچک چرمی، ناوگان های هواپیمابر اقیانوس پیما دارند و تجاوز به جهان را، در جای تجاوز به قبیله ی همسایه گذارده اند!
محمد(باستان پرستان بخوانند!) چهارشنبه 29/6/1385 - 9:6
مطلب زیر را، درست دو سال پیش، در مقدمه ی کتاب کبیر «اشکانیان» و به مناسبت مسائل رخ داده در زندان ابوغریب عراق، گذاردم. اینک آن را به پاپ طلایی تقدیم می کنم تا پرونده ی جنایات کلیسا را مرور کند، جایگاه خویش را بشناسد و بداند که از نظر مسلمین و آزادگان جهان، به فرمان قرآن و به سبب جنایات بی شمار، اهالی کلیسا و پاپ اعظم، نجس اند!
محمد(باستان پرستان بخوانند!) چهارشنبه 29/6/1385 - 9:6
«لقد کفرالذین قالوا ان الله هو المسیح ابن مریم و قال المسیح یا بنی اسرائیل اعبدوا الله ربی و ربکم انه من یشرک بالله فقد حرم الله علیه الجنة و ماواه النار و ما للظالمین من انصار... بی شک کافر شدند آن کسان که مسیح پسر مریم را خدا انگاشتند. مسیح خود می گفت ای بنی اسرائیل خداوند را بپرستید که پروردگار من و شماست. هر کس برای خدا شریکی بشناسد بهشت بر او حرام می شود، جایگاه او آتش است و یاوری نخواهد داشت.(مائده، ۷۲). یا ایها الذین امنوا انما المشرکون نجس ... ای ایمان آوردگان، مشرکان را نجس بدانید». (توبه، ۲۸)
محمد(باستان پرستان بخوانند!) چهارشنبه 29/6/1385 - 9:6
استاد پورپیرار:
مشرکین نجس اند!
مقاومت مسلمانان در برابر زورگویی های مشرکین، در افغانستان و ایران و عراق و فلسطین و لبنان، مهار و کنترل اعصاب و عقل را از کف سران سیاسی و فرهنگی و نظامی و مذهبی غربیان بیرون کشیده و هر روز افتضاح تازه ای دربرخورد با جهان اسلام به بار می آورند که نهایت خشم آن ها از ناتوانی مطلق در مقابله با مسلمین را نشان می دهد. اینک سخن گوی اصلی و متبرک کننده تجاوز در جهان مسیحیت و یهودیت به میدان آمده، تا برای حفظ عصای طلایی دست و رسن تذهیب شده گردن، به پیامبر اسلام بهتان چاله میدانی ببندد. ما با او از زبان قرآن سخن می گوییم و جایگاه واقعی اش را نشان می دهیم که با کمال تاسف، معتقدین به تعارفات دنیوی و رسمی موجود، راه برخورد صریح و بی مجامله ی اسلامی با آنان را بسته اند تا جانیان و خائنین به بشر، با بی شرمی اظهار طهارت، و گستاخانه از اسلام ادعای طلب کنند!
سهند سه شنبه 28/6/1385 - 19:25
دوستان: در وصف اين بوزينه های مغز عليل و کفتار های زشت و حامله ئی مثل ايران؛ بابا بوزينه:داراب؛ انتی؛کيوان؛ ژنرال زرنا همين بس که در روز روشن و مقابل چشم مردم و حتی دوستان خودشان؛ پيامهای سال قبلشان را در زير تراوشات مغز گنديده جديدشان نصب می کنند. شخصی که اينهمه بی شخصيت؛ اينهمه بی شرف باشه که سر دوستان خودی هن کلاه بگذاره؛ حتی به نا موس مادر و خواهرش نيز رحم نمي کند.
ايران سه شنبه 28/6/1385 - 19:23
خواستي به آقاي بشيري اي ميل بزن تا خر فهم بشي که اين اي پي از ايران و شرکت اونهاست است يا نه؟ mrb_bashiri@yahoo.com
217.219.10.15
netname: IRISA-IR
descr: A MIS And Induastrail Automation Company In Iran
country: IR
admin-c: Mrb5-RIPE
tech-c: Ay41-RIPE
tech-c: Mk902-RIPE
status: Assigned PA
mnt-by: AS12880-MNT
source: RIPE # Filtered
person: Mohammad reza bashiri
address: NO 5- hedayaty alley-char bagh bala Ave-Isfahan Iran
phone: +98 311 6611620
phone: +98 311 6612728
fax-no: +98 311 6624041
e-mail: mrb_bashiri@yahoo.com
person: Ali yazdi
address: NO 5- hedayaty alley-char bagh bala Ave-Isfahan Iran
phone: +98 311 6611620
phone: +98 311 6612728
fax-no: +98 311 6624041
e-mail: YazdiAli@hotmail.com
person: Mozhdeh karbaschi
address: NO 5- hedayaty alley-char bagh bala Ave-Isfahan Iran
phone: +98 311 6611620
phone: +98 311 6612728
fax-no: +98 311 6624041
e-mail: mozhdeh@yahoo.com
nic-hdl: Mk902-RIPE
descr: Esfahan
zulqarnain.persianblog.ir/
ايران سه شنبه 28/6/1385 - 19:17
سهند
جوش نکن شيرت خشک ميشه
با اين دو تاهم چک کن و کمي فکر کن! البته اگر مغز داري .
ببين اي پي 217.219.10.15 از هلند است يا از ايران و اصفهان!!!! آيا جديدا اصفهان رفته تو هلند!!
خنگ بي سواد، لااقل نوشته هاي عارف رو بخون تا آبروي اونو نبري! اون نوشته که از خارج وارد تارنما نمي شم!!! حالا توي خنگ اومدي ميگي از هلند وصل شده!!!!!!
http://www.selfseo.com/ip_to_country.php
با اين يکي شرکت برقرار کننده اتصال هم مشخص مي شود. سواد شماها در حد يکديگر است. بهتر است خاموش باشيد
http://www.formyip.com/ipcountry.php
zulqarnain.persianblog.ir/
سهند سه شنبه 28/6/1385 - 19:5
بوزينه پيرو پاتال و شيره کش ايران: با اين سايت من دهها بار حتی ادرس صاحب سايت را هم پيدا کرده ام. حالا برو و شيره تو بکش.
ايران سه شنبه 28/6/1385 - 18:36
سهند جان
خيلي به مخت فشار نيار
لطف کن با اون سايت آي پي کسي که بهش اطمينان داري يا اي پي خودت را هم چک کن. اونوقت به دقت تارنمايي که آدرس دادي پي مي بري.
دقت اون هم چيزي در حد پورپيرار و دکتر قلابي گلسرخي است. در ضمن نيازي به آن نيست، به آدرس نوشته شده برو همه چيز روشن مي شود.
ومکرو ومکرالله والله خیر الماکرین
اي خدا سپاس که دشمنان ايران را بي خرد آفريدي
zulqarnain.persianblog.ir/
Sahand سه شنبه 28/6/1385 - 18:8
you dumbass Iran. go to www.networksolutions.com and them click over WHOIS and then enter the IP address or domain name and you willl see that this IP address is in Amesterdam. I asked this question once before. You can only know the IP address of people visitin your public toilet, how you stupid idiot and this baba boozine knows only one person had visited Mr. Aref's site from US?
ايران سه شنبه 28/6/1385 - 15:9
سهند نگاه کن http://www.persianstat.com/Results.aspx?id=658356&mode=6
علی سه شنبه 28/6/1385 - 15:7
سلام در راستاي اينكه بايد زبان شيرين فارسي را پاس بداريم و چاره اي هم جز اين نداريم پيشنهادات زير جهت اصلاح واژه هاي فرهنگي مزاحم و بعضا نا آشنا به شرح زبر اصلاح ميگردد غلط ننويسيم نگوييم " وب سايت " بگوييم : رايانه جا يا تارانه نگوييم " وب " بگوييم : جايانه يا تار نگوييم " وب مستر " بگوييم : صاحب تار يا تارزن نگوييم " ايميل " بگوييم : نامه برقي نگوييم " ايميل آدرس " بگوييم : نشاننامه برقي نگوييم " چت " بگوييم : زر نگوييم " چت روم " بگوييم : زرستان با زرگاه نگوييم " مانيتور " بگوييم : نمايانه نگوييم " كي بورد " بگوييم : دكمه گاه نگوييم " اسكنر " بگوييم : عكس برگردان نگوييم " پرينتر " بگوييم : چاپانه يا چاپگر نگوييم " ماوس " بگوييم : موش نگوييم " ديسك " بگوييم : گردالي نگوييم " سي دي (كامپكت ديسك) " بگوييم : كامل گردانه يا كاف گاف نگوييم " ديسكت " بگوييم : گردكي نگوييم " هارد ديسك " بگوييم : سخت گردالي نگوييم " نوت بوك " بگوييم : رايانه رو نگوييم " لينك " بگوييم : چسبانك نگوييم " مايكروسافت " بگوييم : كوچك نرم يا نرم بچه نگوييم " اكانت " بگوييم : برات نگوييم " ماوس پد " بگوييم : خرش گاه نگوييم " فوتوشاپ " بگوييم : عكاسخانه نگوييم " اينترنت " بگوييم : جهان شبكه نگوييم " اينترانت " بگوييم : درون شبكه نگوييم " اينترنت اكسپلورر " بگوييم : جهانگرد شبكه نگوييم " وب براوزر " بگوييم : تارياب نگوييم " كرسر " بگوييم : ريزينه نگوييم " بيل گيتس " بگوييم : حساب دروازه نگوييم " هات ميل " بگوييم : داغنامه
علی سه شنبه 28/6/1385 - 13:35
اين باباگوشدراز سگ نژاد عقب مانده که مثل سگ دروغ می گويد کم بود يه توله سگ دروغ گو هم پرورش داده به اسم ايران که ونگ ونگش دنيا رو گرفته. ايران جان تو هم مثل باباگوش دراز بی صاحابی؟ يا مثل اجداد هخامنشيت ولگرد و وحشی هستی؟
عارف سه شنبه 28/6/1385 - 11:16
آقای داراب و ايران عزيز. از اين همه توجه تان تشکر می کنم. بعد از مدت ها فکر می کردم ذره ای توانايی ذهنی در دريافت اجزاء موضوعات مورد بحث پيدا کرده باشيد، اما اينک معلومم شد که مثل هميشه در مورد همه شما اشتباه می کردم! با این سخنان واقعا اسباب سرگرمی و خنده شديد که البته برای رفع خستگی بسيار خوب است. فقط سعی کنيد خيلی به جای فرد ديگر جواب ندهيد، چون قادر نيستيد مبنای سخن را درک کنيد و لذا مشتی شعار از روی عصبانيت سر می دهيد که آن هم اسباب خنده است. هوش آقای ايران از نژاد خالص آریایی هم که منو کشته!
سهند سه شنبه 28/6/1385 - 9:36
آفای محمد: لطفا به بچه ها توهين نکنيد. اينها يک مشت سگ ولگرد و کفتار های حامله هستند که شيري بيباک به کثافتخانه شان هجوم برده که بجز قهقه های شوم و گوشخراش چارة ديگری ندارند. از بس که به سر و صورت همديگر ريده اند روی همديگر ليز ميخورند و حتی نمی توانند فرار کنند.
Sahand سه شنبه 28/6/1385 - 9:16
These people are a real idiots. They think they have discoved something very important by saying that Mr. Aref'a IP was 217.219.10.15 and it is an Iranin IP address, well you dumbasses. this IP is in Amsterdam. baba- gosh-deraz: kham sho ke palano bezaram poshtet
ايران دوشنبه 27/6/1385 - 19:5
حميد
اين چند جمله را چگونه تحليل مي کني البته اگر مغز داري؟
===================
من اين تابستان به روال هرسال به ايران برگشتم و برای همين بعد از مدت ها اين وبلاگ به روز شده است، چون بيرون از ايران هيچ رجوعی به اين وبلاگ ندارم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
======================
آدم اگر دروغ نگويد لازم نمي شود تا پشت سر هم دروغ دروغ کند.
به هر حال به گلسرخي بگوييد يک کم کمتر خالي ببندد تا دچار مشکل نشود. راستي چرا نمي تواند اسم استاد راهنماش را بگويد؟
چه مشکلي در آمريکا هست که او وبلاگش را از آنجا چک نمي کند.
آقايان کمتر دروغ بگوييد
آقايان کمتر دروغ بگوييد
آقايان کمتر دروغ بگوييد
آقايان کمتر دروغ بگوييد
آقايان کمتر دروغ بگوييد
آقايان کمتر دروغ بگوييد
zulqarnain.persianblog.ir/
داراب دوشنبه 27/6/1385 - 18:49
در ضمن برای بازگشت به آمریکا اگر از ارابه های صهیون ساخته که به آنها طیاره می گویند استفاده کردی، احتیاطا وصیتت نامه ات را هم بنویس! چون برادران دینی سلفی که مثل شما به جنایات بلر و بوش معترضند شدیدا فعالند که هواپیماهای به مقصد آمریکا را منفجر کنند.
می ترسم شما را هم به جای لقای بلاد کفر و دیدار سینماهای آن دیار، به لقای ججاج ابن یوسف و شهید ابو مصعب الزرقاوی و دیگر سلفیون بفرستند!!!!
داراب دوشنبه 27/6/1385 - 18:48
راستی چطور شد که فیلمهای "یهود ساخته" سند جنایت شدند؟ ببینم در آن فیلمها چرخ گوشت انسانی هم بود؟!
ما به جای "فیلم سینمایی" که یادت رفته بگویی عمدتا از هالیود صهیونیست بیرون می آید، شما را به فیلمها مستند و واقعی از جنایان "قهرمان ملل شرق" ارجاع می دهیم!
تا کنون فیلم بمباران شیمیایی حلبچه را دیده ای؟ کودکان و زنان خشک شده را دیده ای؟ به جرم کرد بودن= نژاد ایرانی بودن، صدام محبوبتان همه آنها را قتل عام کرد. نه یکی و دو تا، پنج هزار نفر.
چند هزار روستای کردستان را هم با خاک یکسان کرد (( برنامه انفال)) با صدها هزار کشته از مردم غیر عرب!
اصلا از انذار دوستمان نیما نترس! ما با اینکه در هر خانواده و فامیلی، حداقل یک قربانی تجاوز صدام به کشورمان داریم اما می بینی که صدام پرستان را هم تحمل می کنیم! ولی شما چی؟!
داراب دوشنبه 27/6/1385 - 18:47
عارف
وقتی حیا نباشد، هر کاری رواست.
شما برابر "داده های" تاریخی پورپیرار یک موجود جعلی و یهود ساخته هستید! آقای پورپیرار نهصد بار توضیح دادند و ثابت کردند که چیزی به نام "فارس" وجود خارجی نداشته و ندارد! (( اگر در محضر استاد می گفتی من فارسم، بلافاصله به لقب انوسی مفتخر می شدی)) متاسفانه شهر مطبوعتان هم یهود ساخته است. به شما بیشتر می آید که صهیونیست باشید تا بچه مسلمان (برابر با همان داده های تاریخی که عالم و آدم را به کف کردن واداشته است)
اگر "بوش دیکتاتور حیوان نماست" پس چرا به دامنش پناه می بری؟! شما حتما یا مریضی یا قصد خودکشی داری که به کشور یک "دیکتاتور حیوان نما" می روی!!
اگر از دیکتاتوران بدت می آید چرا "صدام حسین" را از قلم می اندازی؟
مبادا از گل نازکتر به این "شهید زنده" بگویی ها؟
حميد دوشنبه 27/6/1385 - 16:4
با اجازه استاد عارف. ايران واقعا اينقدر خری که هنوز نفهميدی اسم استاد عارف يک اسم مستعار است؟؟؟؟؟؟ واقعا اينقدر خری؟؟؟؟؟ جناب عارف بعضی از اين باستان پرستان تازه واردند و از گذشته شما خبر ندارند و به اين سادگی خودشان را مسخره خاص و عام می کنند!!!! ايرانک هم با اين همه توضيح که شما داديد هنوز مثل خر در گل مانده فقط عرعر خودش را فرياد می زند تا بلکه شما حاضر شويد به او جواب دهید!! بابا صد رحمت به هوش و ذکاوت خر
ايران دوشنبه 27/6/1385 - 15:6
جناب عارف
به جاي اين همه دريدگي که آدم را به ياد نوشتار رفيق ناصر مي اندازد و شک مي کند که خودش نباشي.
بگو کجا دکتري گرفتي و با کي کار کردي؟
اين خيلي سخت نيست. ظاهرا پرسش بدي کرده ام و با آبروي نداشته شما پيوند خورده است.
پرسش بسيار روشن است
اگر راستگو باشي توضيح مي دهي وگرنه نشان از دروغ پروري توست.
بگو کجا درس خواندي و با کي کار کردي تا با يک اي ميل مشخص شود راست مي گويي يا دروغ.
البته که دروغ مي گويي
zulqarnain.persianblog.ir/
ساسان دوشنبه 27/6/1385 - 14:21
جناب اقای استاد دکتر ايران. شيرين بختانه به طور دائمی دشمنان نزاد نيکوی اريايی چونکه از نزاد نيکوی اريايی و بارسی نميباشند و چونکه گفته نيکو عملهای نيکو و فکر نيکو نميدارند فحشگويی می نمايند و چونکه جواب نميدارند به سوالهای نيکوی جنابالی و بنده بدهند به طور دائمی فحشگويی می نمايند و اين نشان می نمايد که پانترکان و پانتازيها از نزاد نيکوی اريايی نميباشند و از نقطه نضر بنده جنابالی نبايد از مبارزه با اين دشمنان تازی جوهر دست برنماييد و به طور دائمي بايد سوال بنماییم تا معلوم بگردد که دشمنان نزاد نیکوی اریایی همش فحشگویی و دورغگویی می نمایند. بدرود بر نزاد نیکوی اریایی
nejadarya.persianblog.ir
محمد دوشنبه 27/6/1385 - 13:56
بچه بوزينه ايران: اخه تو کی هستی که کسی بخواد واسه تو توضيح بده. اخه بچه الاغ تو چه اهميتی داری که يه استاد دانشگاه بخواد به تو نفله چيزی را اثبات کنه؟؟ مثل اينکه تو اين اينترنت بی صاحب که جز استثناء هيچ استاد دانشگاهی وقتش را به وبلاگ نويس نميگذرانه، خيلی احساس بزرگی کردي نه؟ واقعا انتظار دکتر گلسرخی بيان واسه تو توضيح بدن تحصيلاتشان را در کدام دانشگاه گذراندن؟؟؟؟ واقعا اينقدر خری؟؟؟ بچه جون برو بنشين تو همون کلاس مدرسه و جايی که بزرگان جمعند اينقدر مثل مگس تو دست و پای آنها وز وز نکن. جناب استاد عارف اين بچه سر راهی را به بزرگی خودتون ببخشين و بی ادبی و بی عقليشون را به حساب بچگی شون بزارين.
ايران دوشنبه 27/6/1385 - 13:47
جناب عارف
به جاي اين همه دريدگي که آدم را به ياد نوشتار رفيق ناصر مي اندازد و شک مي کند که خودش نباشي.
بگو کجا دکتري گرفتي و با کي کار کردي؟
اين خيلي سخت نيست. ظاهرا پرسش بدي کرده ام و با آبروي نداشته شما پيوند خورده است.
پرسش بسيار روشن است
اگر راستگو باشي توضيح مي دهي وگرنه نشان از دروغ پروري توست.
بگو کجا درس خواندي و با کي کار کردي تا با يک اي ميل مشخص شود راست مي گويي يا دروغ.
البته که دروغ مي گويي
zulqarnain.persianblog.ir/
عارف دوشنبه 27/6/1385 - 11:47
مقدم همه دشمنان حقيقت و پرستندگان دورغ و تباهی و سرپردگی را بعد از مدت ها در اين وبلاگ اسباب انبساط خاطر می گيرم و يادآوری می کنم که انتظاري جز اين هم نداشتم. مطلقا توقعی ندارم که کسی از شمايان سخن مرا باور کند چون هيچ داعيه تحصيلی و جز آن ندارم. کاری که همواره در اين وبلاگ انجام دادم دراز کردن و تمسخر قرون وسطايی ها و زباله های زمانه حاضر بوده است. هر سخنی که در مورد وضعيت من ذکر شده، فقط و فقط در پاسخ به سوالات طرح شده بوده و بس. کسی از اين زباله ها را در اندازه ای از شهامت و راستی و انسانيت نمی بينم که اصرار داشته باشم چيزی را به او اثبات کنم. نيک می دانيم که سراسر تاريخ بشر مملو از داستان تهوع آور کسانی است که خواهان کشتن و شکنجه و بريدن دست و زبان دگر اندشان هستند و در همان حال در راه گفتار و کردار و انديشه نيک گلو می درانند! نمونه حقير و مدرسه ای اين زباله های انسان نما دوستمان پويا ربانی است که به صراحت آرزوی دريدن گلوي دگر اندشان را مي كند. زهی سعادت دنيا و آخرت برای انسان های والايی که به اين همه درنده خويي پوزخند مي زنند و بي هراس از اين همه تهاجم هاي ددمنشانه در كردار و كلام پيروان صلح و سفيدي زرتشت!! به وظيفه انساني و الاهي خويش مي پردازند. به اين بوزينگان انسان نما توصيه مي كنم شيوه هاي شكنجه و مصلوب كردن را از فيلم مصائب مسيح و آدم سوزي هاي كشيش هاي قرون وسطايي و يا رفتار هاي ديكتاتورهاي حيوان نمايي از قماش استالين و پينوشه و يا بوش و بلر كنوني به نيكي بياموزند چون به هر حال روزي در زندگي كوتاه شان به درد خواهد خورد. آناني هم كه نقش عالمان دانشمند گمنام ولي وطن پرست را بازي مي كنند، همان به كه با اشكال تراشي هاي بي‌هوده و بلاهت بار خويش بر گستردگي نمايش حماقت عقل در گل مانده هاي زمانه ما بيفزايند تا بل‌كه آيندگان با عبرت از جهل پيشينيان از درافتادن دوباره در گرداب تعصب و جهالت بيش از پيش بپرهيزند.
پارسی دوشنبه 27/6/1385 - 10:13
پورپيرار دقيقا در مسيری حرکت می کند که کسروی حرکت می کرد مطمئن باشيد او در آينده نزديک دين جديدی را به بازار عرضه خواهد کرد. اين کار را از هجوم به اعتقادات تشيع شروع کرده است ( درست مانند کسروی )
ايران دوشنبه 27/6/1385 - 9:17
جناب عارف
بسيار خرسند شدم که امروز يک به اصطلاح فارس ديگر برخاسته. دوست گرامي مي شود بنويسيد در کدام دانشگاه آمريکا تحصيل مي کنيد و اگر دوره ي دکتري را مي گذرانيد در خدمت کدام استاد هستيد. و يا اگر درس را تمام کرده ايد، اين بار بفرماييد کجا بوده و با چه کسي کار کرده ايد؟ بدين ترتيب خيلي ساده تر از کاربرد رگبار توهين مي توانيد خود را و نوشته هايتان را تثبيت کنيد.
به راستي چرا فقط در ايران وبلاگتان را چک مي کنيد يعني در خارج از ايران، ايران دوست مي شويد يا ...
ديگر يا ندارد
دروغگويي هم حدي دارد
zulqarnain.persianblog.ir/
پويا ربانی دوشنبه 27/6/1385 - 6:47
با عرض پوزش تاريخ را به اشتباه و دوبار وارد کردم
۲۷/۰۶/۱۳۸۵
www.irankingworld.blogfa.com -
پويا ربانی دوشنبه 27/6/1385 - 6:41
درود بر شما دوست عزیز و گرامی
(( ایران پادشاه جهان ))
دوست گرامی خوشحالم که شخصی به مانند شما از وب لاگ من بازدید به عمل اورده در
جواب شما باید بگویم این بهترین کاریست که تا
به حال از رژیم جمهوری اسلامی به چشمم خورده
و اگر تا به حال مخالف این رژیم اسلامی بودم با
این خبر شما که وزارت ارشاد از چاپ کتاب های
موهوم اقای پورپیرار جلوگیری میکند بر جرگه
طرفداران این حکومت پیوستم...
بدا به حال تازی صفتان و میهن فروشان چون روزی فرا میرسد که از ترس خروش پارسیان باید به سوراخهای موشهای کور پناه بیاورند...
موفق باشید..............همیشه
ارادتمند شما: پویا ربانی مشهد ۲۶/۰۶/۱۳۸۵
موفق باشید...............................همیشه
ارادتمند شما: پویا ربانی مشهد 26/06/1385
www.irankingworld.blogfa.com -
داراب دوشنبه 27/6/1385 - 4:46
- در مورد ریخت شناسی شمالی های اصیل هم (( در اثبات دیرینگی زیستی آنان در آنجا)) بهترین سند طبیعی؛ بینی بلند و کشیده انان است که سازگار هوای مرطوب آن خطه شده.
- درباره قضیه پوریم هم این پرسش بی پاسخ می ماند که چرا اعراب و ترکان و دیگر مهاجران در آن هزار و دوبست سال به ایران نیامدند و چرا برای آمدن به سرزمین وسیع ایران که نیمی از آن خوش آب و هوا و غنی است، منتظر ظهور اسلام شدند؟!
- چرا در میان خیل عظیم و متنوع مهاجران حتی یک کتاب تاریخ یا داستان یا دست کم افسانه به دست نمی آید که نشانی ماوای اولیه آنها را به ما بدهد؟!
داراب دوشنبه 27/6/1385 - 4:45
جناب عارف!
مباحثه مفیدی بود. استفاده بردم. نگرانیم برطرف شد.
دو شب پیش این پیام را برای جناب پورپیرار فرستادم که پاسخی ندادند. اینجا می گذارم که ببیند و جوابی بدهند جهت استفهام.
جناب آقای ناصر پورپیرار:
- اگر چهار گروه جمعیتی در چهار گوشه ایران خاستگاه های متفاوت داشته اند و از یک ریشه نبوده اند، پس تشابه زبانهای محلی انها از کجا آمده است؟! چطور کرد و لر و تاتی در غرب، با تالشی و گیلک و مازندارنی در شمال، و خراسانی و سیستانی و بلوچ در شرق، و کرانه نشینهای خلیج فارس در جنوب، در شمردن اعداد کلمات یکسان بکار می برند؟
- درباره ضعف شمال نشینان: همین قدر بدانید که استان مازنداران همیشه در کشتی و وزنه برداری مقام آور کشور بوده است و گاهی نیمی از اعضای تیم ملی از آنجایند. در والیبال هم مقام دارند. این از مردمان ضعیف بر نمی آید! در مورد گیلان هم در زمان مشروطه گیلانیان تهران را تصرف کردند. کوچک جنگلی هم که معرف حضورتان هست.
عارف یکشنبه 26/6/1385 - 13:2
آقای ايران اين را هم بگويم که بنده فارس هستم و مطلقا هيچ نسبتی با پان ترکان و غیر آن ندارم. هر چند هيچ اميدی ندارم که شما چنين مسائل ساده ای را بفهميد و از ذهنی بافی دست بردارید.
عارف یکشنبه 26/6/1385 - 12:57
آقاي داراب با سلام: 1- فهم اين كه هر انديشه مستقلي در هر نظامي در سراسر جهان مي تواند موافقان و مخالفاني داشته باشد، كار چندان دشواري نيست كه بخواهيم براي آن آسمان ريسمان بافي كنيم! شما با ذهنيت توهم توطئه و هر ذهنيت ساختگي و عليل ديگري مي توانيد هر تحليل تهوع آوري را در مورد آقاي پورپيرار بيان كنيد و صد البته كه آينده نشان خواهد داد چه كساني و با چه انگيزه هايي دشمن يا مدافع حقيقت بودند. 2- باز هم يك نكته ساده را به وجهي ساده تر بيان مي كنم: حد دخالت هر قدرت،‌گروه و... را در تدارك داه هاي تاريخي درست يا غلط از طريق توجه به منشا شكل گيري يك داده تاريخي و مطالعه تطبيقي داده ها مي توانيد بفهميد. در مورد يهود آقاي پورپيرار به كرات اين كار را انجام دادند كه شما مي توانيد اين روش بررسي را طي 100 سال آينده از ايشان ياد بگيريد. باز هم تاكيد مي كنم اين جا مدرسه نيست كه به شما بگويند فلان منبع معتبر است يا نيست. آقاي پورپيرار به شما روش شناسايي داده هاي هر منبعي را مي آموزند. 3- به سخنان شما در مورد رفتن به عربستان به جاي غرب فقط بايد خنديد. اين ديگر اوج نافهمي و ذهني گرايي است. در اين مورد بايد بگويم صد رحمت به آقاي ايران! 4- در مورد انتشارات نيل هم كه مي فرماييد جوابي ندادم، مجددا همان نصيحت پيشين را تكرار مي كنم:«براي فريب بي خبران همچنان بنويسيد كه منتظر جوابيد و كسي نيست كه پاسخ شما را بدهد. آقاي ساسان بابكان هم دائم همين حرف را مي زند!» 5- در مورد پاسارگاد هم مسلما جز شما كسي در دنيا فرق شمال و جنوب را نمي داند! بازهم صد رحمت به رذالت آقاي ايران! 6- به راستي هم بررسي هاي آقاي پورپيرار باعث شده است تا باستان پرستاني كه به مدافعان حقيقت مي گويند وطن فروش!! آخرين زجه هاي خود را بزنند تا بل‌كه آوار فروريخته بناي قلابي تاريخ ايران باستان را مجددا به ساختماني شكوهمند بدل سازند. سراسر تاريخ مملو است از تلاش هاي سرسپردگان دروغ و پرستندگان بي اجر و مزد دردوغپردازي براي پنهان نگهداشتن حقيقت.
عارف یکشنبه 26/6/1385 - 11:38
آقای سهند از لطف شما هم بسيار سپاسگزار هستم.
عارف یکشنبه 26/6/1385 - 11:24
و سرآخر اینکه : آقای ايران از اين که پيام قبلی من شما را تا حدی رنجاند و بی پاسخ گذاشت که در آن باب هيچ نگفتيد، و به اشکال تراشی ديگری روی آورديد، بسيار خوشحالم!
عارف یکشنبه 26/6/1385 - 11:17
آقای ايران. من که بارها در مورد امثال شما گفتم: مشکل اصلی شما اين است که به هنگام انتقاد، متن هيچ گفته ای را مطلقا و مطلقا نمی توانید درک کنید و این یعنی اوج بی سوادی و به نظر من یعنی بی سوادی مطلق. شما با خارج کردن هر کلامی از ظرف زمانی و مکانی آن، و متنی نویسنده در آن سخن می گوید، منظور و فحوای متن را فدای معانی ظاهری واژه ها می کنید، بی آن که بفهمید اين کار در صورتی که آگاهانه صورت بگيرد، جز رذالت نامی ندارد. من اين تابستان به روال هرسال به ايران برگشتم و برای همين بعد از مدت ها اين وبلاگ به روز شده است، چون بيرون از ايران هيچ رجوعی به اين وبلاگ ندارم و زحمت چک کردن پيام های توهين آميز احتمالی هم بر گردن يکی از دوستانم است. اگر گفتم در آمريکا به سر می برم فقط خطابم به گفته آقای داراب بود که نوشتند: ( اگر در ترکیه تحصیل می کنید خواهشمند است، تحقیقی در فتوای شیخ الاسلامهای عثمانی بر علیه ایرانیان که خون و مال و ناموسمان را مکرر در مکرر به اتهام رافضی بودن حلال اعلام نموده و ترکان مسلمان عثمانی با در دست داشتن همین فتاوی، آذربایجان و خصوصا تبریز را بارها و بارها قتل عام کرده و غارت نمودند، بفرمایید....اگر مورخ بی طرفی باشید تحقیق در این باره می تواند ابهام زدایی کند.) اميدوارم اينک به اندازه يک بچه پنجم دبستان بتوانید عقل خود را به کار بيندازيد و مطالب را با دقت و به درستی بخوانيد تا حداقل و حداقل منظور يک نويسنده را در متن مورد گفت و گو به درستی بفهميد و تا اين اندازه بی خردی و بلاهت نشان ندهيد، حالا نقد یک سخن پيش کش‌تان!
Sahand یکشنبه 26/6/1385 - 6:16
Two:You might try plying your stupid trick, by claiming that you have hacked this site and have access to it, but you are wrong again because as I said Darab is in Iran and not in US. Go and sell your rotten brain’s products to your own grandmother and not us.
Dear friends: anytime you feel low, do visit Iran khanoom, naria2 and other trash sites not to read but to laugh at their stupidity and then thank God that you are not like them, believe me it help a lot.
Mr. Aref: Welcome back, nice to see you again.
Sahand یکشنبه 26/6/1385 - 6:15
One: Iran khanoom: I received your photos and I was very interested knowing you better and I was even considering marrying you if you would shaved your hairy legs and your mustache but after reading your stupid comment, I tore your photos and dumped them into trashcan and no longer interested in marrying you. You idiot: You can only know ones IP address if one posts comment in your site and not another way around. Darab posted a comment in this site and only Mr. Aref would know his IP address and not anyone else. You old monkey: First, Darab is in Iran and second, how do you know that after Darab no one from US had visited this site.
داراب یکشنبه 26/6/1385 - 4:2
- برخلاف تصورتان که مرا هم اندیش فاشیستان می خوانید من طرفدار انتشار آثار آقای پورپیرارم. با این نگاه که یا ایشان راست می گوید که ما هم جدل با سخن حق نکنیم و یا دروغ می گوید که عاقبت محتوم دروغ گویان هم روسیاهی است. و دیگر اینکه ما ایرانی ها خوش خوابیم تا یکی مثل پورپیرار به ما نتازد بیدار نمی شویم. آقای پورپیرار به روند آگاهی جامعه کمک می کند و از سویی معیاری است برای حد اعلای دشمنی با ایران. یعنی ما می فهمیم که حداکثر آسیب پذیری ما در مقابل بزرگترین منکران کجاست؟! خوشبختانه نتیجه این رزمایش که آقای پورپیرار رول دشمن فرضی و شماری از جوانان ناراحت اقوام هم نقش پیاده نظام خصم را در آن به عهده گرفته اند تا کنون موفقیت آمیز بوده. من هم به نوبه خود سپاسگزارم.
- همانطور که گفتم اگر تلاش ایشان به کشف حقیقتی منجر شود که البته باید از او تشکر و قدردانی هم بشود. ولی زهی تاسف. نوشته آخر ایشان را بخوانید و کف کنید! مثلا اقا می گویند مردم غرب ایران از شرق مدیترانه آمده اند و با اعراب آمیخته شده اند! خوب اشکالی دارد ما یک رفرنسی مطالبه کنیم؟!....
از کدام نظریات مشعشعشان می توان گفت که خدا را خوش آید؟!
داراب یکشنبه 26/6/1385 - 4:0
- زبانزدی است که می گوید: پرسیدن عیب نیست، ندانستن عیب است. اگر ما بپرسیم کدام منبع تاریخی بیرون از دستکاری یهود بوده تا تکلیفمان روشن شود، می افتیم توی وادی "حیرت"! انصافا بد هم نمی گویید! من واقعا حیرانم. حیران از اینکه جنابعالی به جای تحصیل در یک مرکز عربی-اسلامی سر از آمریکا در آورده اید که از نظر پورپیرار نماد تمدن یا توحش کلیسا- کنیسه می باشد و روی انگشتان یهودیان و صهیونیستها می چرخد. خوب مگر عربستان سعودی چه اشکالی داشت که به آمریکا رفتید؟! مدارس دینی پاکستان هم همینطور.
- یک بار دیگر خواهش می کنم منابع تاریخی بیرون از دستبرد یهود را برایمان بنویسید تا آنها را مطالعه کنیم. البته اگر وجود داشته باشد.
- درباره انتشارات نیل هم نتوانستی پاسخی بدهی! یعنی شما ارتباط میان انشارات نیل و پورپیرار را نمی دانی؟!
- درباره نتیجه گیری از نوشته های من درباره پاسارگاد هم از نظر انسانی متاسف شدم. اما از نظر میهن دوستی خوشحالم. بنده نظریه ای دارم که پیروی از آقای پورپیرار و صیانت از عقل نمی توانند با هم جمع شوند. شما حاظر نیستید بپذیرید که شمال، شمال است و جنوب، جنوب! مدرک دکتری بر شما مبارک!
داراب یکشنبه 26/6/1385 - 3:58
آقای عارف با سلام دوباره:
- نظام در برخورد با مخالفان جدی خود با هیچ کس رودبایستی ندارد! اگر مثلا در یک دانشگاه دورافتاده در یک تریبون دانشجویی کلمه ای خارج از خط قرمز گفته اید، بی عقاب نمی ماند. حالا کدام کودکی می تواند بپذیرد که متولیان فرهنگی - که کارگزار و منتصب نظامند- باستان پرست باشند (به قول شما) و کتابهای اقای پورپیرار به ذائقه باستان پرستی انان ناگوار باشد و در عین حال نتوانند آن کتابها را از مقابل دانشگاه تهران که هر هفته جایگاه نماز جمعه هم هست جمع آوری کنند؟! اگر به شما بگویم یا کسی ایشان را به حساب نمی آورد که انشاا... ناراحت نمی شوید! و یا اینکه جناحی در حاکمیت دنبال تعادل نیروهای سیاسی است و از توجه عموم به تاریخ ایران باستان به عنوان بستر ساز ایدئولوژی رقیب در سیاست نگران است. بنابراین نقش کوبیدن تاریخ ایران باستان- هر چند اب در هاون کوبیدن است- به او واگذار شده تا فضا دیرتر به دست " باستان پرستان" بیفتد. به هر حال با او بازی می کنند و شل و سفت می کنند که خیلی پررو نشود!
پارسی شنبه 25/6/1385 - 22:52
درباره مدرک هم بگويم که من از مدرک بت نمی سازم اما بگويم که مثلا من با وجود اينکه درباره آرا و عقايد با دارنده اين سايت هيچ وجه مشترکی ندارم اما به خاطر مدرکش برای او بيش از استادش پورپيرار اعتبار قائلم چون اگر واقعا ايشان دارنده مدرک دکترا باشند می توانم حداقل مطمئن باشم که چند کنکور را با موفقيت پشت سر گذاشته و درس ها و کتاب هائی را جواب گفته است در حالی که درباره پورپيرار هيچ تحقيق علمی يا چيزی که تنها مستندش خيالبافی نباشد نديده ام
بدون نام شنبه 25/6/1385 - 22:19
ادامه مطلب کامنت قبلی
دور و بر خود جمع کرده است نمی تواند حتا تعادل روانی داشته باشد چه برسد به اينکه بگويم اهل فکر و منطق و تحقيق است
پارسی شنبه 25/6/1385 - 22:18
حامد جان امرحوم استاد جلال الدين همائی اصفهانی قبل از تاسيس دانشگاه تهران علوم ادبی ودينی را به سبک قدما در حوزه های علميه مانند حوزه علميه اصفهان و ... فرا گرفته بوده اند و پس از تاسيس دانشگاه تهران با سمت استادی در آنجا مشغول به فعاليت شده اند .مانند مرحوم استاد فروزانفر و .... اين را بدان که مکتب نرفته کسی ملا نمی شود مگر مانند پورپيرار که در تحقيقاتش !!!! بيشتر از قوه خيال و الهام !! استفاده می کند تا مستندات علمی همانطور که از جواب گوئی به تمام نقد هائی که بر ايشان وارد شده عاجز مانده و تنها به کوبيدن نقاد بسنده می کند . کسی که قبلا توده ای دو آتشه بوده حالا سوپر اسلاميست افراطی شده که حتی تشيع را قبول ندارد . کسی که در چند سال قبل در مقدمه کتابی به تعريف و تمجيد از ايران باستان پرداخته و هم اکنون دشمن خونی و قسم خورده آن است کسی که تمام مظاهر يک تمدن را نفی می کند و به هيچ گوشه ای از آن رحم نمی کند کسی که هر چيز مخالف نظريات او باشد ساخته و پرداخته يهود می داند و راه تامل و تفکر را بدينوسيله می بندد و نهايتا کسی که جدائی طلبان تروريستی مانند فعالان الاحواز را که دستشان به خون هموطنان ما آلوده است را
حامد شنبه 25/6/1385 - 20:57
آقای طلبه! شما که طلبه ايد بايد بدانيد که انکار امامت حضرت علی(ع) به هيچ وجه از نظر فقهای شيعه باعث مهدور الدم بودن نیست. آقای پارسی، درست است که انتقاداتی به آقای پورپیرار دارم اما به نظرم بی انصافی است که مدرک تحصیلی افراد را ملاک درستی یا غلطی نظرات آنها و یا دستاویزی برای کوبیدن آنها بدانیم. مهم پایبند بودن به اصول تحقیق است که ربطی به مدرک تحصیلی ندارد. چه بسیارند کسانی که دکترا دارند و با اصول پژوهش بیگانه اند و چه بسیار مکتب نرفته هایی که صدها دکتر باید شاگردیشان را بکنند. از دسته دوم می توانم به استاد جلال الدین همایی در زمینه ادبیات فارسی اشاره کنم که متخصصان ادبیات فارسی ایشان را استادی بزرگ در این زمینه می دانند، هرچند تحصیلات رسمی ایشان شش کلاس بوده است. از مدرک تحصیلی بت نسازید.
jew.blogfa.com
پارسی شنبه 25/6/1385 - 18:43
چه بخواهی و چه نخواهی پورپيرار يک توده ای بی سواد است که خودش اعتراف می کند دیپلم هم ندارد . او شهوت شهرت دارد و دنکيشوت وار به جنگ تاريخ و تمدن ايران آمده است . باکی نيست امثال او در تاريخ بسيار پيدا شده اند آنها افرادی هستند که موج های اجتماعی مانند آشغالهای روی آب آنها را به سطح ساحل می آورد و بعد مانند کف از روی آب حذف می شوند . مطمئن باش تا چند سال ديگر حتی کتاب های اين بی سواد در هيچ کتاب خانه ای وجود نخواهد داشت و هيچ کس اسم او را هم به ياد نخواهد آورد
طلبه شنبه 25/6/1385 - 17:47
پورپيرار منکر امامت علی و مهدورالدم است
ايران شنبه 25/6/1385 - 15:27
عارف جان
دروغگويي هم حدي دارد که شما پانترکها در آن بي حد هستيد
نوشته اي که:
بنده در آمريكا به سر مي برم و بنابراين...
=========
آمريکا چه خبر؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
مي داني بعد از داراب شنبه 25/6/1385 - 4:1
هيچکس از آمريکا وارد تارنماي تو نشده!!! اگر تو از آمريکا وصل شدي پس آي پي شما چطوري ايران رو نشون مي ده؟
يک کم حواست رو جمع کن تا ديگه سوتي ندي.
راستي اگر جوابي براي مقالات من داري به خودت بگو تا در تارنماي خودت يعني همون تارنماي رفيق ناصر نمايش بدي.
zulqarnain.persianblog.ir/
عارف شنبه 25/6/1385 - 11:46
آقاي داراب با سلام. 1- بي شك اگر مسئولان به اصطلاح فرهنگي بخواهند يا به تعبير به‌تر بتوانند، از فروش مجلدات چاپ شده كتاب هاي آقاي پورپيرار نيز جلوگيري خواهند كرد، كما اين كه در نمايشگاه بين المللي كتاب تهران هم چندين بار اين كار را انجام دادند! نمي دانم با اين اشكال تراشي هاي سخيف و بي مايه چه نتيجه اي مي خواهيد بگيريد. شايد به‌تر باشد از خودشان بپرسيد كه چرا اين كار را نمي كنند چون بنده ضامن عملكرد آن‌ها نيستم. 2- كتاب فروشي نيل هم مثل هر كتاب فروشي ديگري محل عرضه كتاب هاي موجود در بازار است، حال چه آقاي پورپيرار دخالتي در آن داشته باشند يا نداشته باشند. برخورد فاشيستي نسبت به عرضه كتاب هم فقط برازنده افرادي با ديدگاه هاي شماست. باز هم گلي به جمال ايشان كه انتشار كتاب هاي مزخرف پيشين را تا زمان در گرفتن گفت و گوي ملي درباره تاريخ ايران متوقف كردند. كساني كه با زندگي ايشان آشنايي دارند مي دانند كه به ندرت احدي در بي توجهي به ماديات به گرد پاي ايشان مي رسد. اين اشكال تراشي هم از خوف و هراس در ورود به اصل مباحث تاريخي مثل ناتمام ماندن تخت جمشيد ناشي مي شود. 3- اگر ادوار زماني دخالت يهود در تاريخ ايران را نمي شناسيد، كافي است اندكي مطالعه كنيد، اين وبلاگ مدرسه نيست. 4- مباحثي كه در رد نوساز بودن احداث كاخ هاي پاسارگاد نوشتيد، از بابت اثبات هرچه بيش‌تر بررسي هاي آقاي پورپيرار بسيار مفيد بود و من به سهم خودم از زحمت شما واقعا متشكرم. از آن جا كه از نظر شما هر چه هم كه گفته شود، باز جوابي محسوب نمي شود، پس براي فريب بي خبران همچنان بنويسيد كه منتظر جوابيد و كسي نيست كه پاسخ شما را بدهد. آقاي ساسان بابكان هم دائم همين حرف را مي زند! 5- سوال پنجم شما نشان مي دهد كه قادر به شناسايي بنيان بحث نيستيد و بيش‌تر در حيرت به سر مي بريد تا تامل. حد دخالت يهود در تاريخ ايران را لااقل آقاي پورپيرار در صدها موضوع بررسي كردند. 6- بنده در آمريكا به سر مي برم و بنابراين قادر نيستم با معيار شما مبني بر حضور در تركيه درباره فتواي شيخ الاسلام هاي عثماني تحقيق كنم، اما بر خلاف شما قادرم بين اختلافات مذهبي تاريخي با اختلافات قومي معاصر كه حاصل توطئه بيگانگان است، تفاوت قائل شوم.
عارف شنبه 25/6/1385 - 11:12
آقاي ايران. اندازه بي سوادي و آماتور بودن شما از همان نحوه فارسي نوشتن‌تان آشكار است. شما اگر ذره اي تعهد و شهامت داشتيد، پيام آقاي ساسان را حذف نمي كرديد كه در آن با نشان دادن اغلاط املايي شما به زيبايي بي سوادي‌تان را برملا كرده و به ريش‌تان خنديده بود! خود من هم قبلا چندين بار اغلاط فاحش بوزينگاني از قماش بابايادگار و سورنا گيلاني را گرفته بودم اما آن‌ها هم چون مثل شما كوچك‌ترين تعهد و شهامتي ندارند، بي سر و صدا غلط هاي‌شان را اصلاح كردند و پيام هاي مرا هم پاك كردند! البته از هيچ كدام شما انتظاري بيش‌تر از اين نمي رود، چون استادان صاحب نام‌تان هم به همين شيوه عمل مي كنند. مثلا چند سال پيش آقاي پورپيرار با انتخاب تنها پارگرافي از كتاب سعدي دكتر ضياء موحد نشان دادند كه وي حتي تفاوت تقويم قمري و شمسي را هم نمي داند! اما دكتر موحد در چاپ بعدي كتابش بي سر و صدا آن پاراگراف را حذف كرد!! و البته آقاي پورپيرار برايش پيغام فرستادند كه برو خدا را شكر به بقيه كتابت نپرداختم، چون با اين شيوه حذف بي سر و صدا مي بايد چاپ بعدي كتابت را به صورت كاغذ سفيد منتشر مي كردي!!! حال وقتي استادان بزرگ‌تان در اين حد از بي سوادي و بي شهامتي به سر مي برند، از يك مشت بچه مدرسه اي كوروش زده مثل شما چه توقعي جز نق نق مي توان داشت؟؟؟
داراب شنبه 25/6/1385 - 4:1
چهارم: این کمترین زمستان سال گذشته اندکی از اوقات فراغتم را به خواندن نوشته های آقای پورپیرار اختصاص دادم و چهار مقاله در رد بخشهایی از کتابهای ایشان نوشتم که در ناریا دو منتشر شد و هنوز پاسخی دریافت نکرده ام. در یکی از آنها ثابت کردم که این "مورخ منتقد" جهات اربعه را نمی شناسند و شمال و جنوب را بر عکس می بینند و با این فرض غلط ، منکرکاخهای پاسارگاد شده اند!
پنجم: بسیار مشتاقم بدانم دامنه تاثیر گذاری یهود در تاریخ از نگاه شمایان تا کجاست و منابع خارج از نفوذ یهودیان کدام هاست؟
ششم: شما در کدام کشور دکترای تاریخ می خوانید؟ اگر در ترکیه تحصیل می کنید خواهشمند است، تحقیقی در فتوای شیخ الاسلامهای عثمانی بر علیه ایرانیان که خون و مال و ناموسمان را مکرر در مکرر به اتهام رافضی بودن حلال اعلام نموده و ترکان مسلمان عثمانی با در دست داشتن همین فتاوی، آذربایجان و خصوصا تبریز را بارها و بارها قتل عام کرده و غارت نمودند، بفرمایید. چون فرضیه بنده آن است که اختلافات میان مردم منطقه به همین کشتارها از سوی خلفای اسلامی بر می گردد. اگر مورخ بی طرفی باشید تحقیق در این باره می تواند ابهام زدایی کند.
داراب شنبه 25/6/1385 - 4:1
جناب عارف سلام
اولا چهار روز پیش از مقابل انتشارات نیل می گذشتم. سری کتابهای آقای ناصر پورپیرار در ویترین کتاب فروشی دیده می شد! اگر مسئولان فرهنگی واقعا بخواهند مانع انتشار کتابهای ایشان شوند، احتمالا می توانند کتابهایشان را جمع آوری کنند و مانع توزیع آن شوند.
دوما می فرمایید: "...در حالی که بازار کتاب ایران از انواع تبلیغات باستان پرستانه و ضد اسلامی مملو است..."
پورپیرار در کنار کتابهای خودش در ویترین کتابفروشی نیل، کتاب "از زبان داریوش" را هم جهت فروش گذاشته است!
می گویند: احترام امامزاده با متولی آن است. اگر حضرت استاد به گفته های خود باور دارند و از مزه ثمن بیع کتاب "باستان پرستانه" واقعا بدشان می آید، دستکم خودشان از فروش کتابهای اینچنیینی دوری کنند!
سوم: بلاخره این یهودیان صد سال است که برای ما تاریخ می نویسند یا دویست سال یا هزار سال! خود حضرت استاد گویا اخیرا یکی از جعلیات یهود -که ساختن قوم فارس باشد - را به هزار سال اخیر مربوط کرده اند!
محمد پنجشنبه 23/6/1385 - 13:57
خودم می گويم چه می شود گفت: بايد گفت ايران گرامی والله خيلی خری.
محمد پنجشنبه 23/6/1385 - 13:55
به به آقای ایران! خوشبختانه عقب ماندگی مخالفان استاد پورپيرار را پايانی نيست! چه می شود گفت گفت وقتی کسی نمی تواند معنای سخن يک محقق در متن مورد بررسی درک کند؟؟؟؟
ساسان پنجشنبه 23/6/1385 - 9:28
به کوری چشم دشمنان نزاد نیکوی اریایی پروفسور استاد دكتر جناب آقاي دكتر رضا شعباني صمق آبادي و پروفسور استاد دكتر جناب آقاي ناصر تكميل همايون و پروفسور استاد دكتر جناب آقاي احسان اشراقي، سه آريايي پارسي نژاد نيكو جوهر راستين عمل بعنوان چهره های ماندگار جایگاه انتخاب بگشتند. بدرود بر نزاد نیکوی اریایی
nejadarya.persianblog.ir
عارف پنجشنبه 23/6/1385 - 7:48
از همراهی همه دوستان آزاد انديش بی نهايت سپاسگزارم. جناب ساوالان. من مدت مديدی مشغول تنظيم تز دکتری خودم در خارج از کشور بودم و هنوز هم گرفتاری اصليم همين است. انشاءالله اگر عمری باقی بود و از شر اين گرفتاری های دانشگاهی خلاص شدم، بيش تر خدمت می رسيم.
خرس مهربان پنجشنبه 23/6/1385 - 1:28
سلام دوستان عزيز . با اينکه بسياری از نظرات اقای پور پيرار را قبول ندارم ولی مخالف محدوذيت های اعمال شده بر کتاب های ايشان هستم . بيائيد همگی سانسور حاکم بر کشور را محکوم کرده و خواستار نشر آزادنه انديشه های مختلف در کشور باشيم . همچنان که ندادن مجوز به کتاب های آقای پور پيرار را محکوم می کنم. توقيف روزنامه شرق و مجلات نامه و حافظ را هم محکوم می کنم
khersm.persianblog.ir
م.ساوالان پنجشنبه 23/6/1385 - 0:11
آقای عارف حضور مجدد شما من را بی اندازه مشعوف کرد.اميدوارم توضيح مناسبی برای اين همه مدت سکوت داشته باشيد وگر نه من از دستتان ناراحتم
mojahedtm
گورد اوغلو چهارشنبه 22/6/1385 - 19:3
مطالب آقای پورپيرار مشتی بر دهان فاشيست ها است که سال های سال افسانه های برتری فرهنگی را رواج داده اند. به اميد روزی که پان ايرانيسم را نابود ببينيم.
ايران چهارشنبه 22/6/1385 - 17:35
جناب آقاي عارف
يا بهتر بگويم جناب آقاي پورپيرار
بهتر است به جاي جر دادن خودت و عرعر بيخود کردن، پاسخي به گندهاي مکررت در کتابهاي تخيليت آماده کني.
مرگ نظرات تو که تنها به درد نژادپرستان کثافتي مثل پانترکها مي خورد، مدتهاست فرا رسيده
تنها حق ماندگار است
ديديد که کتابهاي او تنها کفي بر اقيانوس ايران بود
امروز آن کف باد هوا شده است
والله مع الصابرين
zulqarnain.persianblog.ir/
عارف چهارشنبه 22/6/1385 - 10:44
آقاي محمد رضا. اين بي‌چاره هاي درمانده راه ديگري برايشان نمانده است. مثل همه دروغ پرستان در گل مانده فكر مي كنند با افزودن بر تكرار دروغ هاي پيشين و بهانه تراشي هاي سوپر بني اسرائيلي و بالا بردن شدت نعره هاي جانسوزشان مي توانند با نور درخشان حقيقت به مقابله برخيزند! پيش از اين هم نوشته بودم كه در زمان ظهور اسلام نيز، اراذل و اوباشان خياباني به فرمان و با پول ابوسفيان ها به سر و روي پيامبر خاك مي پاشيدند تا بل‌كه به خيال خود راه را بر توسعه اسلام ببندند. امروز نيز از همان قماش زباله هاي كله متعفن، گروه هايي به فرمان اربابان دروغ و با پول آن ها، يا به فرمان اذهان قرون وسطايي خود به سر و روي حقيقتي بيان شده از سوي يك محقق خاك مي پاشند تا در عالم خيال خود به مقابله با خورشيد حقيقت برخيزند. اينان را به حال خودشان رها كنيد تا شدت نعره هايشان سندي باشد بر جهالت بوزينگان زمانه ما.
محمد رضا سه شنبه 21/6/1385 - 22:0
حتمن ترکه ديگه حاليش نيست که يک بار کافيه
محمدرضا سه شنبه 21/6/1385 - 15:7
اين بچه عقب مانده چرا مثل خلها يه پيامو سيصدبار تکرار ميکنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ايران سه شنبه 21/6/1385 - 12:3
مشتی خاک بر دهان پورپیرار (۲): باز هم ارميا! يک راه افسانه ای
در http://www.persianblog.com/posts/?weblog=zulqarnain.persianblog.com&postid=5532373
zulqarnain.persianblog.ir/
ايران سه شنبه 21/6/1385 - 12:3
مشتی خاک بر دهان پورپیرار (۲): باز هم ارميا! يک راه افسانه ای
در http://www.persianblog.com/posts/?weblog=zulqarnain.persianblog.com&postid=5532373
zulqarnain.persianblog.ir/
ايران سه شنبه 21/6/1385 - 12:3
مشتی خاک بر دهان پورپیرار (۲): باز هم ارميا! يک راه افسانه ای
در http://www.persianblog.com/posts/?weblog=zulqarnain.persianblog.com&postid=5532373
zulqarnain.persianblog.ir/
مسافر عشق سه شنبه 21/6/1385 - 11:4
سلام
به محض اينكه از خواب بيدار ميشم و چشمهام باز ميشه فورا شروع به فكر كردن ميكنم و هر.....
وبلاگ جالبی داری با موضوع خواندنی و تا حدودی با هم مشترکاتی داريم .
موفق باشی.
www.roohroba.persianblog.ir