مترسک
روزی شخصی به مترسکی گفت:
- تو باید از ایستادن در این مزرعه ی خاموش خسته شده باشی!
مترسک گفت:
-در ترساندن لذتی عمیق و به یاد ماندنی است که هرگز از آن خسته نمی شوم.
آن شخص پس از کمی تامل گفت:
- شاید، اما من لذت آن را نفهمیده ام.
مترسک گفت :
- فقط کسانی آنرا میفهمند که با حصیر و کاه پر شده باشند.
در حالی که شخص نمیدانست که او را می ستاید یا تحقیر میکند او را ترک کرد.
از زمانی که مترسک حقیقتی فیلسوفانه را بیان کرد ، مدتها میگذردو هنگامی که شخص دوباره از کنارش عبور کرد، دو کلاغ را دید که زیر کلاهش لانه می ساختند......
وب خوبی داري يعنی عاليه
آنکه ميميرد زشوق ديدن امروز ما
آنکه ميسوزد زبرق عشق عالم سوز ما
گر بيايد پيشتر*گر ببيند دلبری تازه تر
عشق عالم سوز خاموش ميشود
خاطر ما هم فراموش ميشود
وبلاگ خیلی باحالیه.گل عشق تو هستم شبنمم باشدلم دنیای زخمه مرحمم باشز درد بی کسی قلبم شکستهبه شهر بی کسی ها همدمم باش
سارا
پنجشنبه 12/10/1387 - 19:14
دلم دلم گرفته
داره داره ميباره
به ياد يار ميباره
ياری که حالا رفته
داره به دل ميخنده
نگار
جمعه 22/9/1387 - 22:23
تنها ندا را از گوش تنها ترين ندا شنيدم
هنگامی که پا هايم نای را ه رفتن نداشت
وخس خس نفس هایم مرا پناهی جز مرگ نمی داد
مرا اشفتگی بسیار است هنگامی که میمیرم
بابا مردم زود تر اپ کن دیگه
شر بالا از خودم بودااااااااااا
آتش خفته
جمعه 22/9/1387 - 15:33
الا ای همنشن دل که يارانت برفت از ياد
مرا روزی مباد آن دم که بی ياد تو بنشينم...
به اميد موفقيت و عاشق شدم و عاشق موندن همه شما
آتش خفته
مدير وب قطار عشق
روزی شخصی به مترسکی گفت:
- تو باید از ایستادن در این مزرعه ی خاموش خسته شده باشی!
مترسک گفت:
-در ترساندن لذتی عمیق و به یاد ماندنی است که هرگز از آن خسته نمی شوم.
آن شخص پس از کمی تامل گفت:
- شاید، اما من لذت آن را نفهمیده ام.
مترسک گفت :
- فقط کسانی آنرا میفهمند که با حصیر و کاه پر شده باشند.
در حالی که شخص نمیدانست که او را می ستاید یا تحقیر میکند او را ترک کرد.
از زمانی که مترسک حقیقتی فیلسوفانه را بیان کرد ، مدتها میگذردو هنگامی که شخص دوباره از کنارش عبور کرد، دو کلاغ را دید که زیر کلاهش لانه می ساختند......
بياين کلبه شادی کلييی حال کنين
چه سود از زندگانی ، چون تبه کردم جوانی را
(خانم گلشن کردستانی)
آنکه ميميرد زشوق ديدن امروز ما
آنکه ميسوزد زبرق عشق عالم سوز ما
گر بيايد پيشتر*گر ببيند دلبری تازه تر
عشق عالم سوز خاموش ميشود
خاطر ما هم فراموش ميشود
داره داره ميباره
به ياد يار ميباره
ياری که حالا رفته
داره به دل ميخنده
هنگامی که پا هايم نای را ه رفتن نداشت
وخس خس نفس هایم مرا پناهی جز مرگ نمی داد
مرا اشفتگی بسیار است هنگامی که میمیرم
بابا مردم زود تر اپ کن دیگه
شر بالا از خودم بودااااااااااا
مرا روزی مباد آن دم که بی ياد تو بنشينم...
به اميد موفقيت و عاشق شدم و عاشق موندن همه شما
آتش خفته
مدير وب قطار عشق
لحظه ای بی تو بودن عمری باشد........